تبليغاتX
سینما
شنبه بیست و سوم آبان 1388
Magnolia


Magnolia

ماگنولیا


کارگردان:Paul Thomas Anderson

بازیگران: Julianne Moore، William H. Macy، John C. Reilly، Tom Cruise، Philip Baker Hall، Philip Seymour Hoffman، Jason Robards

محصول 1999 آمریکا

برنده 18 جایزه سینمایی و نامزد دریافت سه جایزه اسکار

 

خلاصه فیلم:

پارتریج به علت ابتلا به سرطان با مرگ دست و پنجه نرم می کند و آخرین آروزیش برقراری ارتباط با پسر گمشده اش است. لیندا به خاطر پول با ارل ازدواج کرده، اما اکنون که شوهرش در حال مرگ است، دریافته که دلباخته اوست. فرانک مک کی در تلویزیون فنون دلربائی از زنان را آموزش می دهد و در اوج بازی های مردانه اش است تا این که سرانجام خود را با خانواده اش رو در رو می بیند. استنلی اسپکتر کودکی نابغه و ستاره مسابقات حضور ذهن تلویزیون است که پاسخ هر سوالی را می داند، جز این که چه گونه باید مهر پدر را به دست آورد. ریک اسپکتر قادر به نظم  بخشیدن به زندگی خود نیست و از قبل نبوغ فرزندش زندگی می کند. دانی اسمیت ستاره مسابقه های تلویزیونی حضور ذهن دهه ١٩٦٠ است که اکنون به سختی درگیر شغلی در یک فروشگاه لوازم برقی است و به خیال بافی درباره عشق و دلدادگی می پردازد. جیمی گیتور مجری مسابقه های تلویزیونی و نمادی از ارزش های خانوادگی، و نقطه مقابل تصویری است که از او ارائه می شود. رز گیتور که همیشه به شوهرش وفادار بوده، اکنون در انتظار شنیدن آخرین و هولناک ترین اعترافات اوست. کلودیا ویلسن گیتور اشباع شده از کوکایین و غرق در تلویزیون، تنها در پی یافتن کسی هست که حقیقت را برایش بازگو کند. سرکار جیم کورینگ افسر دست و پا چلفتی و دلسوز لس آنجلس در جریان یک تحقیق معمولی دل می بازد. فیل پارما پرستار خانگی و موجودی وظیفه شناس است که آرزویش رساندن ارل پارتریج و پسر گمشده اش به همدیگر است. دیکسن (هنرمندی معترض و در حال شکوفایی یا شاعری خیابانی؟) چشم و زبان همسایگانش است.

.....................................

ماگنولیا در مقیاسی کوچک نشان دهنده جامعه آمریکاست، با نه داستان در هم تنیده شده، که هر یک در روزی آرام و ابری در جنوب کالیفرنیا رخ می دهد. در فیلم شاهد هر گونه رویداد دیوانه واری هستیم، که در نهایت زنجیره ای از حوادث کاملا اتفاقی را شکل می دهند. والدین و فرزندان، خشم و بخشش، تلویزیون و زندگی واقعی، اندوه و از دست دادن، شانس و اراده و آفتاب و توفان در این روز با یکدیگر در تصادم هستند و در نهایت از میان این زنجیره حوادث به پدیده ای غیر قابل تصور منتهی می شوند. ماگنولیا در پی فریفتن تماشاگر نیست، امید بیهوده به او ارزانی نمی کند و جذابیت آن نیز برای مخاطب در همین نکته نهفته است. برای تماشاگر فرهیخته تر نیز ساختار موزائیک گونۀ رویدادهایی که به زیبایی هر چه تمام تر پرداخته و در کنار هم چیده می شوند تا در نهایت به شکل قطعه ای منسجم در آیند، کافی است.