تبليغاتX
سینما
شنبه یازدهم مهر 1388
فانی و الکساندر
fanny

 

فانی و الکساندر

Fanny och Alexander

 

 کارگردان: اینگمار برگمان

تهیه کننده: یورن دونر

فیلمنامه نویس: ا. برگمان

فیلمبردار: اسون نیک ویست

موسیقی: دانیل بل

بازیگران: Kristina Adolphson ، Börje Ahlstedt ، Pernilla Allwin، Kristian Almgren، Carl Billquist، Axel Düberg، Allan Edwall، Siv Ericks، Ewa Fröling، Patricia Gélin

312 دقیقه 

محصول 1982 سوئد، فرانسه ، آلمان

 صفحه مشخصات فیلم

" فانی " ( آلوین) و " الکساندر " ( گوو ) زندگی خوش و آرامی را با مادر و پدرشان " اسکار " ( ادوال ) و " امیلی اکدال " (فرولینگ ) ، که در کار تاتر هستند، می‌گذرانند. با مرگ پدر در اثر سکته قلبی وبعدتر ازدواج "امیلی" با یک کشیش خشک و مقرراتی، " اسقف ورگروس " ( مالمیسو ) بچه ها آزادی و نشاط شان را از دست می‌دهند و روزگار سختی را می‌گذرانند. خانواده پدری بچه ها برای نجات آنان اقدام می‌کنند و مادربزرگشان " هلنا " ( والگرن ) از محبوب بهودی اش " یاکوبی " ( یوزنسون ) برای این منظور کمک می‌گیرد. " یاکوبی " بچه ها را با شعبده از خانه کشیش می‌رباید. "الکساندر " در زیرزمین خانه او با پسر جوانی آشنا میشود که قدرت های خطرناکی دارد. آن دو با استفاده از همین قدرتها خانه "اسقف" را به آتش میکشند و سرانجام "فانی" و " الکساندر" به آغوش گرم خانواده پدری بازمی‌گردند.

 .........................................

شاهکار گرم و خطاپوش برگمان و در کارنامه او فیلمی بی نظیر و غافلگیر کننده که از نوعی آشتی با مخاطب که سابقا در آثار او معطوف به طیفی محدود و نخبه بود حکایت دارد. برگمان اینک مشغله های اصلی اش را مثل خداوند، مرگ و معنای زندگی ، به نوعی تعمیم می‌دهد و حرفهایش را از زبان "الکساندر" ، پسر بچه صاحب تخیل و بدل خردسال خودش، بیان می‌کند. فیلم، با رنگ های فوق العاده اش، مجموعه جذاب شخصیت ها و بازیگران، و ادای دین زیبایی به هنر و به ویژه تاتر، برگمان را پس از 5 سال دوری خود خواسته به وطن باز می‌گرداند، موقعیت او را قدرتمندانه احیا می‌کند و محبوبیتی جدید برایش به بار می آورد.

نگاه عميق برگمان به رابطه انسان با انسان و مهم‌تر از آن انسان با خدا، و اصرار او در تكرار اين مفاهيم در تقريبا همه آثاري كه حالا در رديف شاهكارهاي او و گنجينه‌هاي سينمايي جهان قرار دارند، از برگمان شمايلي آفريده كه جايگاه او را نه فقط به مثابه فيلمسازي چيره دست، كه به عنوان يكي از هنرمندان و متفكران بلندمرتبه سده اخير تثبيت كرده است. با مرگ برگمان بزرگ‌ترين سايه‌اي كه يك فيلمساز مي‌توانست بر سينماي يك كشور بيفكند برچيده شد. سينماي سوئد دهه‌ها اعتبارش را مديون برگمان بود و اين كشور آن‌قدر خوشبخت بود كه حتي اعتبار سينماي روشنفكرانه اروپا را هم، در مقطعي، تابعي از خود بداند. بخت با برگمان هم يار بود كه در كشوري زاده شد كه استعداد و توانايي و نبوغش را قدر دانست و امكان خلاقيت و آفرينش را در خدمتش قرار داد. ابزار سينما به عنوان وسيله‌اي براي تاملات فلسفي و تفكر مستمر، در كمتر موردي تا اين حد جوابگو و كارآمد و انعطاف‌پذير بود و اين كارآمدي در مورد برگمان بيشتر در جهت انديشيدن به مفهوم هستي و تجربه‌هاي روشنفكرانه و مفاهيم متافيزيكي بود. برگمان را شايد از يك لحاظ بتوانيم استثنايي‌ترين فيلمساز سينماي اروپا بدانيم و دليل آن در علاقه او به استفاده از شيوه‌هاي سينمايي براي منتقل كردن تجربه‌هاي هستي‌شناختي و روشنفكرانه و نه آزمودن قالب‌هاي روايي و شيوه‌پردازانه بود. برگمان به لحاظ تجربه قالب‌هاي جديد روايي، هرگز نوآور بزرگي آن‌گونه كه مثلا گدار و آنتونيوني و بونوئل بودند، به‌شمار نمي‌آمد. اما گذشته از پرسونا (كه به لحاظ قالب و سبك استثنايي‌ترين فيلم كارنامه اوست)‌ باقي فيلم‌هاي او به جاي سعي در ارائه يك زبان سينمايي جديد و شيوه روايي سنت‌شكن، كوشيده‌اند دغدغه‌هاي هستي‌شناختي سازنده‌شان را تصوير كنند و همين است كه تقريبا همه آثار او   برخلاف مثلا اغلب فيلم‌هاي گدار ‌ هر چقدر هم سرد و سياه، همچنان احساس و عاطفه مخاطب را درگير مي‌كنند، چون از عقل و احساس انساني سخن مي‌گويند. ×

این فیلم، فیلم خداحافظی برگمان بود و نامزد دریافت شش اسکار شد و چهار جایزه برای فیلم برداری، طراحی صحنه، طراحی لباس و بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد.

 

مگر برگمان واجد چه خصوصياتي در زندگي‌اش بوده است كه فيلم آخرش را برگرداني هنري از زندگي او مي‌دانند؟ ×