

در شهر سیلویا
کارگردان:
Jose Luis Guerin
بازیگران:
Xavier Lafitte
Pilar Lopez de Ayala
محصول: 2007 اسپانیا
برنده جایزه Premio ACE سال 2009
مرد جوان وارد کافهای میشود و بیرون کافه مینشیند و دستور یک قهوه میدهد. در همان حال شروع میکند به نگاه کردن به آدمهای اطرافش و دقیق شدن در چهره و حالات آنها. اما این بیشتر، زنها آن هم زنهای زیبا هستند که توجه او را به خود جلب میکنند. نگاه او دفترچه یادداشتش را باز کرده و شروع میکند به طراحی صورت زنها در حالتهای مختلف. این مرد جوان که حتی نامش را نمیدانیم و تا پایان داستان هم به ما گفته نمیشود به دنبال دختری به نام سیلویا به شهر استراسبورگ آمده است.
……………………………..
فیلم های گوئرین بیشتر از آدمها و شخصیت ها بر مکان ها متمرکز است. همین توجه به مکان، خصلتی مستندگونه به فیلم های او میبخشد. خواه این مکان روستایی کوچک اطراف بارسلونای اسپانیا باشد یا استراسبورگ. فیلم " در شهر سیلویا " رمانتیک و عاشقانه است اما نه از نوع هالیوودی آن بلکه از آن نوع فیلم هایی است که با انگیزه های ناب هنری و سینمایی ساخته شده اندو فیلمساز با بهره گیری از تمام تجربیات صوتی و تصویری فیلمسازان ماقبل خود دست به تجربه ای تازه در عرصه سینما و فرم بیانی آن زده است. " در شهر سیلویا " فیلمی بدون دیالوگ، بدون اکشن و بدون طرح داستانی قوی و شخصیت پردازی متعارف است. این ها بخشی از ویژگی ها و قواعد سینمای گوئرین است و سینمای او با این مشخصات تعریف میشود.
مارشال، منتقد فیلم آمریکایی درباره فیلم " در شهر سیلویا " مینویسد: گوئرین بدون توسل به داستان، یک درام ناب و خالص ساخته است. همیشه به ما گفته شده که داستان موتور درام است. اما در این فیلم این طور نیست. فیلمی بدون پلات که تنش دراماتیک بهترین کارهای هیچکاک را دارد. خط داستانی فیلم بسیار ساده و کم رنگ است. نویسنده یا نقاش جوانی که حتی نامش را هم نمیدانیم و تا آخر فیلم به ما گفته نمیشود، یک روز وارد شهر استارسبورگ میشود و در هتلی اقامت میکند. ما هیچ چیزی درباره انگیزه او از ورود به این شهر نمیدانیم و یا هیچ اطلاعاتی درباره گذشته او نداریم تا این که به تدریج پی میبریم او در جست و جوی دختری به نام سیلویا به این شهر آمده است. دختری که سالها پیش او را دیده و بعد ناپدید شده است.
این مرد جوان و سیلویا هستند که همچون خوابگردها و ارواح سرگردان در کوچهها و خیابانهای شهر به دنبال هم روانند. اما آیا این کنجکاوی بصری و نظربازی عاشقانه با دنیای پیرامونمان با معیارها و هنجارهای اخلاقی جوامع مدرن امروز که هر فردی (حتی در میان جمع) دوست دارد در لاک خود فرو رفته و نگاه خیره و کنجکاو فردی دیگر او را میآزارد، سازگار است؟ *
قسمت ستاره دار برگرفته از مقاله پرویز جاهد در رادیو زمانه پیرامون این فیلم است.