درخشش
کارگردان:
استنلی کوبریک
بر اساس داستانی از استفن کینگ
نویسنده ی فیمنامه: کوبریک
بازیگران:
جک نیکلسون
شلی دووال
دنی لوید
محصولی مشترک از انگلستان و آمریکا - 1980
جک تورنس (جک نیکلسون) نویسنده ایست که برای نوشتن به آرامش نیاز دارد. به او پیشنهاد می شود تا با خانواده اش به هتلی در قله ای برفگیر بروند و در مدت زمستان از هتل نگهداری کنند. جائی که در تمام طول زمستان باید به تنهایی به سر ببرند . هتل در اين فصل کاملا خالي است و آن ها بايد پنج ماه تمام تک و تنها در اين مکان لم يزرع بمانند . هتلي که چند سال قبل ، يکي از سرايدار ها ي آن خانواده اش رابا تبر تکه تکه کرده و بعد هم خودش را کشته است...محيطي بسيار بزرگ ، با هر نوع غذايي که نياز باشد . جایی بسيار زيبا و اعياني که هر کسي آرزو دارد فقط يک شب در آن جا بماند...جک به همراه همسر مهربان ، ولي زشت رو و پسري که گويي مشکلي رواني دارد به اين مکان منتقل مي شوند .
پسرش دني ، که هميشه با انگشت خود حرف مي زند و او را شخصيتي خيالي معرفي مي کند ، در واقع داراي قدرت ذهني خارق العاده اي است که در فيلم از آن به درخشيدن ذهن ياد مي شود .
جک تورنس ، خوشحال از اين موقعيت خلوت که براي نوشتن کتاب بعدي اش شديدا يه آن نياز دارد ، شروع به نوشتن مي کند . ولي پس از مدتي ، تنهايي و محيط هتل کار خود را مي کند و او را تبديل به موجودي رواني مي کند که بايد از هتل دفاع کند و براي اين کار بايد کمي زن و بچه اش را گوشمالي دهد .. يا بيشتر ، شايد با تبر تکه و پاره شان بکند!
استنلی کوبریک کارگردان و تهیهکننده یهودیالاصل آمریکایی است که یکی از بهترین کارگردانان جهان در قرن بیستم به حساب میآید .بیشتر فیلمهای کوبریک اقتباسات ادبی هستند. فیلمهایی که معمولا جنجالی و همینطور مورد ستایش منتقدان واقع شده اند. کوبریک به دقیق بودن و به نمایش درآوردن همه جزییات دقیق در فیلمهایش معروف بود. به همین علت روش او در فیلمسازی , کند و طولانی بوده , تا آنجا که گاهی میان دو فیلم او سالها وقفه می افتاده است. او در طول ۴۸ سال فعالیت در حیطه کارگردانی تنها ۱۳ فیلم بلند ساخت. ژانرهای گوناگون فیلمایش و انزوای او چه در روش فیلمسازی و چه در مورد شخصیت فردی وی ,او را مشهور ساخته است. استنلی کوبریک یکی از معدود کارگردانان کمالگرا در تاریخ سینما به شمار می آید. او و اورسن ولز , دو نابغه دنیای سینما شناخته می شوند.
درخشش که در ژانر دلهره ساخته شده است،اثری در خور تامل و پر ارزش است. اما ارزش اين فيلم زمانی مشخص می شود که مي بينيم مثل خيلي از فيلم هاي نوين از عناصر ماورا طبيعي مثل جن و شيطان و امثالهم براي ترساندن استفاده نکرده است...موقعييت نا مناسب شغلي جک ، همسر نه چندان زيبايش و پسرش که مشکل رواني دارد ( به عقيده ي بقيه و نه در واقعيت ) همه و همه از ابتدا به ما نشان مي دهند که يک جاي کار مي لنگد . انگار همه چيز دست به دست هم داده تا اين زندگي خراب شود و همه چيز به اتاق 237 ختم مي شود ، نمادي از نابودي . جايي که گويا قتلي اتفاق افتاده است و ما از اول تا آخر فيلم چيزي از آن نمي فهميم . البته چيزهايي که پسرک با قدرت خارق العاده اش مي بيند و از همه مهم تر صحنه ي معروف جاري شدن سيل خون در سالن هتل که پيام آور نابودي است و يا صحنه ي کشته شدن دو دختر کوچک سرايدار سابق به دست پدرشان .
سپس ارواح را مي بينيم . چيزي که سوالی مهم مطرح میکند اين ها واقعا روح هستند !؟
ارواحي که شبانه جشن مي گيرند . روي کت جک نوشيدني مي ريزند و حتي در سردخانه را باز مي کنند تا او راحت تر بتواند به وظيفه اش در قبال هتل ادامه دهد :مثله کردن همسر و فرزندش که در آخرين صحنه ي فيلم مشخص مي شود ، چيزي که به کل داستان را تغيير مي دهد ...

Burn After Reading
پس از خواندن بسوزان
کارگردان و نویسنده:
جوئل کوئن
اتان کوئن
بازیگران:
جرج کلونی
فرانسیس مک دورمند
جان مالکوویچ
تیلدا سوئینتون
برد پیت
محصول 200 - امریکا
آزبورن کاکس یک تحلیل گر سازمان سیا که بخاطر مشکل مصرف الکل تنزل درجه پیدا کرده و شغلش را از دست داده، تصمیم می گیرد خاطراتش را درباره فعالیتهایش در سازمان بنویسد . همسرش کتی که قصد جدا شدن از او را دارد و با پیشنهاد وکیلش تمام اطلاعات شخصی و مالی موجود در کامپیوتر آزبورن را بر روی یک سی دی کپی می گیرد . معشوق کتی یک مامور خزانه داری به اسم هری است که دیسک تصادفاً بدست او می افتد و او نیز دیسک را در یک سالن ورزشی جا می گذارد و در نتیجه دیسک به دست یکی از کارکنان آنجا به اسم چاد می افتد . چاد که در ادامه پی می برد دیسک محتوی اطلاعات دولتی سری است به کمک یکی دیگر از همکارانش به اسم لیندا تصمیم می گیرند از آزبورن اخاذی کنند و بنابراین با او تماس می گیرند اما موفق نمی شوند و بنابراین به سفارت روسیه می روند تا اطلاعات را در اختیار آنها بگذارند و پس از اینکار تصمیم می گیرند به خانه آزبورن بروند تا اطلاعات بیشتری را بدست آورند . انگیزه ی اصلی لیندا برای به دست اوردن پول این است که هزینه ی جراحی های زیبایی خود را فراهم کند تا شانس خود را برای داشتن زندگی شادتر بیشتر کند!...او که گاهی با بعضی از مردها از طریق اینترنت آشنا می شود و در پارک ( و بعد شام ، سینما و منزل) قرار میگذارد، طی یکی از همین قرارها با هری آشنا شده و روابط صمیمانه ای پیدا می کند....
ستاره ساز
کارگردان:
ژوزپه تورناتوره
موسیقی:
انیو موریکون
بازیگران:
سرجیو کاستلیتو
تیزیانا لوداتو
فرانکو اسکالداتی
لئوپلدو تریئِسته
محصول 1996-ایتالیا
این فیلم خارج از ایتالیا با عنوان starmaker شناخته میشود
صفحه مشخصات فیلم
مردی به نام مورلی (کاستلیتو) با اتومبیلی پر از فیلم و نگاتیو و چند دوربین فیلمبرداری به شهرکها و روستاهای حوالی رم سر می زند و با تبلیغ زیاد به اهالی آن شهرکها وعده بازیگر شدن، پولدار شدن و در یک کلمه ستاره شدن میدهد. او در ازای گرفتن مبلغی پول از مردم ساده لوح چند دقیقه فیلم میگیرد و مردم نیز برای اینکه مورد آزمایش قرار بگیرند از هیچ کاری ابا ندارند. مورلی تمامی اقشار مردم از پاسبان و سرباز گرفته تا کشیش و زنان خانه دار را جلوی دوربین خود مینشاند تا اینکه با دختری زیبا و ملیح به نام بتا (لوداتو) آشنا میشود. بتا از یک کلیسا بیرون آمده و حاضر است در ازای گرفتن فیلم، حتی اندامش را به مورلی نشان دهد. کم کم رابطه ای عاطفی بین آن دو شکل میگیرد تا اینکه یکروز ماشین مورلی به سرقت می رود و ...
ستاره ساز داستان مردمان ساده دلیست که با رویای درخشش و ثروت و شهرت تن به کارهای بسیاری میدهند که بعضا اخلاقی نیست...نمونه ی بارز ایرانیزه شده ی این فیلم را میتوان سلام سینما مخملباف نام برد که البته از بافت داستانی جداست... ستاره ساز که در ژانر درام کمدی جای میگیرد با بازی روان و خوب کاستلیتو ببینده را به عمق روياها و آرزوهاي مردم سفر می دهد و بعضا پشت پرده زندگي آن ها را به نمایش می گذارد که ببینده را دچار حسی آميخته از دلسوزي , كنجكاوي و گاهي خنده مي کند... در این فیلم به طور مشخص نشان داده می شود كه آدمها هركدام در يك سطحي از سادگي بسر ميبرند:ستاره ساز روستايي ها را فريب ميده و كساني هم ستاره ساز را.. و اين داستاني هست كه بين اينگونه آدمها تا ابد ادامه دارد و البته قربانیانی نیز.
مرز عشق
کارگردان:
جان میبری
بازیگران:
کایرا نایتلی
سی ِ نا میلر
کیلیان مورفی
متیو رایس
محصول 2008 - انگلستان
در خلال سالهای جنگ جهانی دوم ، ورا فیلیپس در قلب لندن زندگی می کند.او شب ها در کافه ای برای سربازان و مردم جنگ زده ترانه اجرا می کند و همین حین سربازی به نام ویلیام کیلیک عاشق او می شود. اما ورا بی توجه به محیط اطرافش در فکر عشق دوران نوجوانی اش ، دیلان توماس است...یکی از همین شب ها او دیلان(که شاعری یلخی مسلک است) را در بار می بیند و چند روزی پس از آن همسر دیلان ، کاتلین مک نامارا از ولز به لندن می آید.کاتلین از حس عاشقانه ی همسرش نسبت به ورا مطلع است با این حال ورا به تدریج عاشق ویلیام می شود و عشق دیلان نسبت به او یک طرفه...بین کاتلین و ورا حس دوستی عمیقی پیدا می شود و ورا به خواستگاری ویلیام جواب مثبت می دهد و همسر او می شود.چند روز پس از ازدواج، ویلیام به جبهه ی جنگ در یونان اعزام می شود و ورا در خلال غیبت او در می یابد که حامله است...با این حال ترس از لندنی که دائم در حال بمباران شدن است، ورا را وادار می کند که همراه کاتلین و دیلان به ولز بازگردد و آنجا منتظر ویلیام شود.دیلان و کاتلین دائم در حال خیانت به یکدیگرند و مردم شهر بر این باورند که فرزند ورا از دیلان است نه ویلیام.با پایان جنگ ویلیام به خانه باز میگردد،هرچند که مصائب جنگ از او مردی افسرده ، عصبی و خسته ساخته است.ویلیام با علم به عشق دوران نوجوانی ورا و دیلان و شنیدن زمزمه های شهر ،درکافه ای با دیلان درگیر شده و شب هنگام با تفنگی پر به خانه ی دیلان می رود و رو به او اسلحه می کشد.فردای آن روز دیلان از ویلیام شکایت کرده و در دادگاه سعی می کند تا او را به زندان بیاندازد اما ورا به او می گوید که هنوز بیش از هر کسی عاشق ویلیام است و جز او کسی را نمی خواهد و اگر ویلیام به زندان برود هرگز دیلان را نمی بخشد...ویلیام آزاد می شود و کاتلین و دیلان از ولز می روند...
The Lost Weekendکارگردان
بیلی وایلدر
فیلم نامه
بیلی وایلدر- چارلز براکت
بازیگران
ری میلاند
فیل تری
جین وایمن
محصول ۱۹۴۵ آمریکا
برنده ی چهار جایزه ی اسکار: بهترین بازیگر نقش اول مرد،بهترین کارگردان،بهترین فیلم و بهترین فیلم نامه ی اقتباسی
صفحه مشخصات فیلم
دان برنم،نویسنده ی جوانی است که سالها به خاطر عدم موفقیت در نوشتن و چاپ رمان هایش ،بیماری الکی گشته و بارها و بارها توسط برادر و نامز خود ترک داده شده ؛اما این ترک ها چیزی بیشتر از یک ماه دوام نیاورده است...برادر او ویک تصمیم میگیرد تا دان را یک بار برای همیشه از شر الکل خلاص کند و بدین منظور مسافرتی را مد نظر می گیرد ،اما دان در آخرین لحظه ویک را قال می گذارد و ویک بدون دان به سفر می رود.در عین حال نامزد دان -هلن- تصور می کند که دان همراه ویک به تعطیلات رفته و در این بین دان چند روزی به دور از هر گونه مزاحمت از سوی ویک و هلن به حد افراط مشروب می نوشد و برای تامین مخارج آن در نهایت ماشین تایپ خود و پالتو پوست هلن را نیز گرو می گذارد...
این فیلم به طور مشخص تصویر رویایی انسانهایی آرمان گرا - برادر از خود گذشته و نامزد ضد قهرمان- که می کوشند ضد قهرمان را نجات دهند، با انسان هایی کلبی مسلک - متصدی بار،روسپی و پرستار همجنس گرا- است که به دنیای خفت بار او تعلق دارند...براکت و وایلدر در خلال سال ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۰ ، ۱۳ فیلم نامه نوشتند.از جمله فیلم نامه های هشتمین زن ریش آبی و نینوچکا برای ارنست لوبیچ ، گوله ی آتش برای هاوارد هاکس ، و تعطیلی از دست رفته و سانست بولوار که وایلدر خود کارگرادنی کرد و برنده ی جایزه ی اسکار نیز شد.فیلم نامه ی تعطیلی از دست رفته بر اساس رمانی از چارلز جکسون نوشته شده است و و تا حدی از فضای شوخ طبعانه ی وایلدری فاصله گرفته است...طبق گفته ی وایلدر او مشتاق بوده ((فیلمی ساخته شود که در آن آدمهای دائم الخمر،مضحک و خنده دار نباشند. آن روزها مردم با دیدن مردمان همیشه مست قهقه سر می دادند)).در داستان اصلی دان برنم مردی همجنس گرا بوده که مشکلاتش او را مبتلا به افسردگی شدیدی می کند، با این حال فضای محافظه کار هالیوود آن سال ها چنین داستانی را تاب نمی آورده و از فضای اصلی ماجرا تنها پرستار همجنس گرا باقی می ماند که داستان نیز خیلی زود از روی او عبور می کند و دان برنم تبدیل می شود به نویسنده ای ناموفق با عدم ثبات شخصیت... این فیلم به طور عمده روانشناسی اعتیاد را به نمایش می گذارد.
دیکتاتور بزرگ
نویسنده ی فیلمنامه،کارگردان و تهیه کننده:
چارلز اسپنسر چاپلین
بازیگران:
چاپلین
پولت گودار
جک اوکی
محصول 1940-آمریکا
نامزد اسکال ۱۹۴۱:بهترین فیلم/بهترین بازیگر نقش اول و مکمل مرد...
آرایشگری یهودی (چاپلین) که در جنگ جهانی اول سرباز بوده و در یک حمله ی هوایی حافظه ی خود را از دست داده،حافظه اش را همزمان با به قدرت رسیدن فردی به نام "آدنوید هینکل" در "تومانیا" ( با بازی چاپلین) باز می یابد...در تهاجم دشمن،آرایشگاه او به آتش کشیده و خود نیز به جرم پنهان کردن یکی از دوستانش دستگیر و به اردوگاه اسیران جنگی فرستاده می شود. در همین حین "هینکل" از " بنزینی ناپالونی" دیکتاتور باکتریا (با بازی جک اوکی) برای مذاکره درباره ی حمله به "اوسترلیخ" دعوت میکند...آرایشگر می گریزد و با "هینکل" که در همان حوالی مشغول شکار مرغابی است،اشتباه گرفته می شود...در نهایت او در برابر چشمان حیرت زده ی افسران نازی نطق انسانی غرایی ایراد می کند.
زندگی دوگانه ی ورونیک
کارگردان
کریشتوف کیشلوفسکی
فیلمانه نویسان
کریشتوف کیشلوفسکی - کریشتف پیه سه ویچ
موسیقی
زبیگنیف پرایزنر
بازیگران
ایرنه ژاکوب
فیلیپ ولتر
ولادیسلاو کووالسکی
کلود دونتون
محصول 1991 - لهستان و فرانسه
دو دختر همسان و مشابه متولد می شوند، ورونیکا در لهستان و ورونیک در فرانسه.ورونیکا دختر آوازخوانیست که با پدر مجردش زندگی می کند.او در سفر کوتاهی که به منظور دیدار خاله اش به کراکو انجام داده،موفق می شود در رقابتی برای خواندن قطعه ای به یاد ماندنی از تصنیفات وان دن بودنمایر برنده شود.وی به طور ناخواسته در صحنه ی درگیری تظاهر کنندگان با پلیس گرفتار می شود و همان لحظه ورونیک را در داخل اتوبوس گردشگران و در حال عکاسی می بیند..ورونیکا به رغم دردی که از حمله ی قلبی خفیف دارد به تمرنات خوانندگی ادامه می دهد و در اجرای کنسرتی از وان دن بودنمایر شرکت می کند،اما به دنبال اجرایی عالی روی صحنه می میرد...
همزمان با مراسم تدفین ورونیکا ،ورونیک احساس دلتنگی غیر قابل توضیحی می کند،او تصمیم می گیرد کلاس های آوازش را رها کند و به جای آن در مدرسه ای ابتدایی، موسیقی(از جمله کارهای آهنگساز محبوبش وان دن بودنمایر) تدریس کند.روزی عروسک گردانی به مدرسه می اید و با عروسک هایش برای بچه ها داستانی اجرا می کند درباره ی بالرینی که به نظر می رسد در جریان رقص می میرد و تبدیل به پروانه ای می شود.ورونیک مجذوب عروسک گردان (الکساندر) می شود و او را تا فروشگاه اش تعقیب می کند و آن جا پی می برد که او داستان های کودکانه هم می نویسد.پس از آن ورونیک اشیای اسرار آمیزی از طرق پست دریافت می کند: یک بند کفش،قوطی های خالی سیگار،و نواری که صداهای مختلفی از کافه ای در ایستگاه قطار در آن ضبط شده است...این اخری او را به سوی الکساندر که در کافه ی ایستگاه قطار منتظر اوست سوق می دهد.در آپارتمان رونیک ،الکساندر عکسهایی را که ورونیک در لهستان گرفته پیدا می کند و ورونیک برای نخستین بار همزادش را در یکی از عکس ها می بیند و غرق در تاثر و هیجان می شود.زمانی که به آپارتمان الکساندر می روند ،ورونیک پی می برد که الکساندر نه تنها دو عروسک شبیه او ساخته - به این دلیل که آنها به هنگام اجرا ((به سادگی خراب می شوند)) - بلکه داستانی هم نوشته است درباره ی دو دختری که در یک روز متولد می شوند اما در دو کشور متفاوت...و زندگی هر کدام به طرز هراس انگیزی بازتاب زندگی دیگریست.
------
زندگی دوگانه ی ورونیک شاید پررمز و رازترین اثر کیشلوفسکی باشد،کوششی برای ثبت روح بر روی نوار فیلم.اعتراف ورونیکا در آغاز فیلم به اینکه حس می کند در دنیا تنها نیست،در پایان با جمله ای دقیقا با همان مضمون از ورونیک همانند سازی می شود.آیا هر دو زن روح مشترکی دارند؟بدون شک ویژگی های ظاهری مشترک زیادی دارند:هر دو خوانندگان پر احساسی هستند با قلبی ضعیف و به شدت علاقه مند به آهنگسازی به نام وان دن بودنمایر- که کیشلوفسکی شخصیت او را در فیلم ((پایانی نیست)) به عنوان آهنگسازی هلندی خلق کرد و پس از آن در فیلمهای دیگرش نظیر(( آبی)) و ((زندگی دوگانه ورونیک)) استفاده کرد- هر دو عادت دارند حلقه ای زیر پلک پایینی چشمهایشان بکشند و هر دو نسبت به پیرزنانی که که به زحمت ساک های دستی شان را حمل می کنند توجه نشان می دهند. در داستان عروسکی الکساندر بالرین می میرد و به شکل پروانه در می آید،اما در نهایت میبینیم که تنها پایش شکسته است..آیا ورونیکا با مرگ خود در خصوص آواز خواندن به ورونیک هشدار داده است؟(با توجه به قلب ضعیف مشترکشان)آیا ورونیکا مرد تا تا ورونیک همچو پروانه ای آزاد شود و پراز کند؟ هیچ کدام از این ها در زندگی دوگانه ی ورونیک قطعی نیست...دو دختر، دو داستان و صدها تاویل.
اما یک نکته ی جالب: در مرحله ای از ساخت فیلم کیشلوفسکی در این فکر بود که برای هر سینمای نمایش دهنده یک نسخه از این فیلم تهیه کند،کاری که او اسم اش را فیلم ((دست ساز)) گذاشته بود!به اندازه کافی مواد برای چنین کاری فراهم شده بوداما ایده به دلیل هزینه هایش کنار گذاشته شد...
حاجی واشنگتن
نویسنده و کارگردان
علی حاتمی
بازیگران
عزت الله انتظامی
مهری ودادیان
ریچارد هریسون
لودویکو دللویویو
دینو ماریو
اسماعیل محمدی
ماریا دوناتون
ماسیمو ژیگانتی
محصول: 1981- ایران
تاریخ اکران: 1992
حاجی حسین قلی خان به عنوان نخستین سفیر دربار ناصری به همراه دیلماج خود، میرزا محمود راهی ممالک اتازونی می شود و پس از دو ماه به واشنگتن می رسد. او برای نمایش شوکت میهن باستانی خانه ای مجلل اجاره و عده ای خدمه (باغبان، آشپز، خدمتکار و دربان) نیز استخدام می کند. با وزیر امور خارجه و رئیس جمهور ینگه دنیا ملاقات می کند و پیمان دوستی می بندد. پس از مدتی میرزا محمود که با آرزوی تحصیل رشته پزشکی با حاجی همراه شده است، با رضایت او پی کار خود می رود. حاجی به دلیل مشکلات مالی خدمه خانه را جواب میکند. مشکلات و غربت ینگه دنیا حاجی را به مرز جنون می کشاند تا اینکه شبی سرخ پوستی که تحت تعقیب پلیس است به خانه او پناه می آورد. حاجی مرد سرخ پوست را همدمی برای خود می یابد و از تحویل دادن او به پلیس خودداری می کند. پادرمیانی ها کارگر نمی افتد و در پی منازعه با میرزامحمود که برای نصیحت حاجی آمده است، حاجی دچار حمله صرع می شود. مرد سرخ پوست برای آوردن پزشک به خیابان می رود. اما با گلوله ماموران پلیس از پا در می آید. چند روز بعد میرزا محمود حاجی را که خسته و درمانده است با کشتی راهی وطن می کند
جوایز:کاندیدای بهترین نمونه فیلم (آنونس) از هشتمین جشنواره فیلم فجر
نویسنده تهیه کننده و کارگردان
داریوش مهرجویی
بازیگران
خسرو شکیبایی
بیتا فرهی
عزت الله انتظامی
محصول: ۱۹۹۰ - ایران
((حمید هامون)) بعد از هفت سال ازدواج همچنان همسرش (( مهشید)) را دیوانه وار دوست دارد ولی زندگی آنها به علت عدم تعادل روانی ((هامون)) در حال از هم پاشیدن است. ((هامون)) مشغول نوشتن رساله ای درباره ی ماهیت ((عشق در ادیان ابراهیمی)) است که پس از مطالعات فراوان هنوز به جایی نرسیده است ،چون وی از طریق یک رشته رویدادهای درونی و بیرونی دارد عشق و ایمانش را یک بار دیگر به طور ملموس تجربه میکند...فیلم وصف بیست و چهار ساعت از زندگی بحرانی ((هامون)) است که میان واقعیت و خیال،زمان گذشته و حال،میان کابوس و رویا می گذرد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هامون یک اتفاق تکرار نشدنی در زندگی حرفه ای خسرو شکیبایی بود.بازیگری که با بازی در این فیلم
به نقطه ی اوج هنر خود رسید و بعدتر علت بازی در نقشهای گوناگون و نسبتا متفاوت خود را برای خارج شدن از کلیشه ی هامون مطرح کرد.سه فیلم محبوب من با بازی خسرو شکیبایی و کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شده: هامون،پری و سارا. همان سالها بعد از دیدن تله فیلم خانه ی عروسک بر اساس نمایشنامه ی از ایبسن و بعدتر کشف سارا و خانه ی عروسک مهرجویی به شدت شیفته ی تن صدای این هنرپیشه ی کدر پوستی شدم که هر سین اش هزار سین بود!.فرانی و زویی را بعد از پری خواندم و باز داداشی در ذهنم جلوه ای دیگر داشت...روشن فکری ایرانی!. هامون را اما دیرتر از هر دوی اینها دیدم،شاید چون خیلی طول کشید که مفهوم آدمکهای اول فیلم و سرگشتگی های عجیب او را بفهمم و با خود فکر کنم ، حمید هامون با وجود تمام آزارهایی که بخود و مهشید وارد می کند عجب عاشق خواستنی و دوست داشتنی ای است.مهرجویی این سالها برای کسانی که شیفته ی لیلا و پری و سارا و هامون بودند در فیلمهایی نظیر مهمان مامان و علی سنتوری رنگی ندارد...با تمام احترامی که برای این سینما پرداز برجسته ی کشورم قائلم،دلم هنوز یک هامون جدید میخواهد و یک مهشید با اناری خشک که صدای ترق توروق عشق بدهد.
یاد و خاطره ی بازی های دوست داشتنی و از یاد نرفتنی خسرو شکیبایی از ذهنمان بیرون نمی رود و روزهایی در سال هستند که هامون را از لابه لای فیلم هایم بیرون بکشم و با قلبی که سرعتی دیوانه وار دارد و عطشی سیری ناپذیر همچون هامون برای یافتن مفهوم عشق در تمام باورهای انسانی،بنشینم و با مهشیدی که رویاهایش را از دست داده و حمیدی که پابرهنه با یک کت حوله ای خانه ای خالی از اثاث قدم می زند هم دردی کنم....
خارش هفت ساله
کارگردان:
بازیگران:
محصول: ۱۹۵۵- امریکا
بر اساس یک خرافات قدیمی امریکایی
هر مردی که تا هفت سال پس از ازدواج
به همسرش خیانت نورزد،دیگر هرگز
مرتکب این اشتباه نخواهد شد! ریچارد
شرمن مردی موقر و معمولی است که
همسر و پسرش مانند تمامی زنان و
کودکان شهر برای تعطیلات تابستان به
کنار دریا می روند و البته مردها برای ادامه باقی فعالیتهای روزانه در شهر می مانند...
آن سال، هفتمین سال ازدواج ریچارد و هلن بود که طبق عادت هر سال مرد ،خانواده اش
را تا قطار بدرقه می کند و به خانه و محل کار باز می گردد...او اطمینان دارد که این سال آخر
هم به خوبی و خوشی طی خواهد شد و او از امتحان شرافت سر بلند بیرون خواهد آمد!
غافل از آنکه زنی زیبا و بلوند و لوند که مانکن و مدل است، از همان شب در همسایگی
ریچارد منزل می گزیند و خارش و وسوسه ی ریچارد آغاز می شود!
کارگردان:
بازیگران:
امین تارخ
اکبر عبدی
هوشنگ بهشتی
رقیه چهره آزاد
حميد جبلي
محمد علي كشاورز
منصور والامقام
جلال مقدم
ليلا حاتمي
و
جمشيد هاشم پور
با صدای محمد رضا شجریان و موسیقی حسین علیزاده.
محصول: ۱۹۹۲ ایران
در سالهای آخر سلطنت قاجاریه ؛ شخصی به نام موسیو ژولی به قصد توسعه داد و ستد با ایران، تصمیم به ضبط صفحاتی از موسیقی ایرانی می گیرد تا با این کار رديف هاي اصيل ايراني كه در حال فراموشي است از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد و حسن نیت خود را ثابت کند. از این رو دربار قاجار مصلحتا شخصی خارج از درب خانه، به نام استاد آقا حسین خان دل نواز را مامور فراهم کردن اسباب این کار می کند...جمعی دل شده و عاشق پیشه در صنعت موسیقی، برای این کار برگزیده می شوند...ناصر خان دیلمان ،کمانچه.خسروخان رهاوی ،سنتور.عیسی خان وزیر ،تنبک. طاهر خان بحر نور ،آواز... و اما آقا فرج که آشپز عامی اما با استعدادی که در به صدا در آوردن تنبک دستانی معجزه گر دارد و چندی پیش توسط عیسی خان وزیر کشف و تعلیم داده شد بود هم؛ به این ضیافت موسیقی دعوت و جانشین عیسی خان میشود و جمع دل شده همگی به پاریس سفر میکنند تا موسیقی اصیل ایرانی را ثبت و ضبط کنند...
در این بین موسیو ژولی از وعده سر باز می زند و دربار قاجار امر به بازگشت آنها می کند اما رای شان بر این قرار می گیرد که به هزینه خود بمانند و صفحات را ضبط کنند... در فرنگ صدای دلنشین طاهرخان، خواننده گروه به هنگام تمرین موجب عشق بین او و لیلا برادرزاده سفیر عثمانی می شود که در مجاورت باغ پانسیون گروه، زندگی می کند. هوای سرد و موذی فرنگ طاهرخان را که جسما آدم ضعیفی است دچارذات الریه می کند. آنها پس از اتمام کار ضبط صفحه، دچار مشکلات مالی شده و مجبور می شوند برای جبران، کنسرتی برپا کنند. طاهر بیمار که اجازه ی خواندن در کنسرت را پیدا نمی کند، تمام جانش را در آوایش می نهد. در راه بازگشت، به زمان آغاز جنگ اول جهانی، کشتی مسافربری حامل آنها اشتباها مورد اصابت گلوله های توپ قرار می گیرد و اثاثیه مسافران به آب ریخته می شود. صندوق صفحات ضبط شده برامواج آب شناور می گردد...
زیبایی ربوده شده
کارگردان:
بازیگران:
محصول: ۱۹۹۶ آمریکا
لوسی ،دختر نوزده ساله امریکایی به دنبال دعوت دیانا دوست قدیمی مادرش، به مزرعه ای در ایتالیا می رود تا شوهر نقاش وی ،تابلویی از او بکشد.در عین حال او پس از خواندن دفترچه ی اشعار و نوشته های مادرش که امروز دیگر فوت شده،متوجه می شود که مادر او هم درست وقتی نوزده ساله بوده در آن مزرعه عاشق و باردار شده...او کوشش می کند تا در خلال روابط جنسی خالی از عشقی که بین ساکنین مزرعه بر قرار است، عشق واقعی و پدر حقیقی اش را پیدا کند.

The Air I Breathe
هوایی که تنفس می کنم
کارگردان:
بازیگران:
محصول: ۲۰۰۷ آمریکا
روایت چهار داستان هماهنگ از یک قصه ی واحد برای بیان: خوشحالی،لذت،تاثر و عشق که با در هم ریختن توالی زمانی داستان زندگی زنی به نام تریستان را روایت می کند.سه مرد در سه بخش که هر کدام شادی(ثروت) ، لذت (فرزند) و عشق ( زندگی دوباره) را به او تقدیم می کنند تا بالهای او را برای رهایی از دامی که ناخواسته گرفتارش شده است را کامل کنند. تاثر (مرگ) روایت زندگی زن است که در میانه ی راه با سه داستان دیگر پیوند می خورد....

