انتقام
کارگردان :
گاتز اشپیلمن
بازیگران :
یوناس کریش
ایرینا پوتاپنکو
آندرآس لوست
هانس سانهیزر
هانو پوشل
محصول : 2008 اطریش
نامزد اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی
سال 2009
صفحه اطلاعات فیلم
"آلکس" خدمتکار یک روسـپـی خانه کوچک در وین است . او با دختری مهاجر به نام "تامارا"
که سوگلی روسـپـی خانه به شمار می رود مخفیانه سر و سری بهم زده و قصد دارد با
تهیه مبلغی پول به همراه تامارا به اسپانیا رفته تا زندگی جدیدی را در آنجا شروع کنند .
همزمان در روستای زادگاه آلکس ، "سوزانا" زنی که در همسایگی پدر پیر آلکس زندگی
میکند اگرچه که ناچار از پذیرش این واقعیت تلخ است که به خاطر نقص شوهرش"رابرت"
که پلیس محلی ست هرگز مادر نخواهد شد اما به خاطر علاقه به همسرش اینگونه القا
می کند که تقصیر نازایی از خود اوست .
"آلکس" با نقشه سرقت از بانک "تامارا" را با خود همراه می کند همه چیز به خوبی پیش
می رود اما در آخرین لحظه "رابرت" که از قضا پلیس گشت همان منطقه بوده بی آنکه موفق
به شناسایی سارق اصلی شود با شلیک گلوله ای باعث مرگ "تامارا" می شود .
"آلکس" دلشکسته و سرخورده اتومبیل را همراه جسد "تامارا" در نزدیکی روستای زادگاهش
رها کرده و به خانه پدر پیرش میرود .
با کارشناسی جسد تامارا ، پلیس منطقه "رابرت" را به دلیل سهل انگاری در شلیک گلوله و
مرگ دخترک مهاجر مقصر میداند .
از سویی آلکس که به خاطر تجسس های محلی ناچار از زندگی در خانه روستایی پدر شده
در میابد که "سوزانا" همسر همان پلیسی است که "تامارا" را به قتل رسانده پس مصمم
می شود در اولین فرصت انتقام مرگ او را بگیرد .
سرکشی های "سوزانا" به خانه پدر آلکس که تنها همسایه آنان به شمار میرود با واکنش تلخ
و گزنده آلکس که کینه شوهر او را به دل گرفته روبرو می شود اما در عوض "سوزانا" او را
در غیاب همسرش "رابرت" که به شدت از کشتن دخترک مهاجر دچار یاس و افسردگی شده
به خانه خود دعوت می کند .
نتیجه روابط مخفیانه "آلکس" و "سوزانا" به حاملگی "سوزانا" منجر میشود . در نهایت سوزانا
که برای قطع رابطه اش با آلکس به سراغ او رفته از این حقیقت آگاه می شود که قاتل معشوقه
آلکس کسی نیست جز همسرش .
سوزانا از آلکس قول میگیرد که هرگز چیزی درباره روابطشان به همسرش نگوید در حالیکه
آلکس تصمیم گرفته تا برای همیشه در خانه پدری و همسایگی او زندگی کند .
اسکار 2009 به روایت تصاویر

هیو جاکمن و بیانسه در اجرای یکی از موزیکالهای مراسم اسکار ۲۰۰۹


ماریون کوتیارد. فرانسوی خوب سوفیا لورن. این ایتالیای لا مصب !

پنه لوپه کروز هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن


جسیکا بیل مایکل داگلاس

براد پیت . آنجلینا جولی

مریل استریپ . تا ابد زیبا

حلقه زنانه اسکار:هال بری،شرلی مک لین،کیدمن و سرانجام وینسلت


جری لوییس.سلطان کمدی در انتهای راه هالی بری

جنیفر آنیستون و رابین رایت پن در پس زمینه . شون پن روی صحنه افتخار

اشک شادی رابین رایت پن در موفقیت همسرش (شون پن)

همه به احترام پیرمردان اسکاری !

ناتالی پورتمن و بن استیلر گریم شده ی فلان فلان شده!!


نظاره گر موفقیت دوستان و رقیبان .. دنیرو .. خدا رو شکر سر حالی رفیق خوب


استرالیا می سوزد . کیدمن نه ! بویل : سنگینه .. منم که پیر .. بگیرش دختر!

ظاهرن خود جوکر توی عکس نیست ... گفتم ظاهرن !

حلقه مهاراجه ای در کداک تیاتر .. ای .. یادت بخیر راج کاپور !

کارگردان :
پدرو آلمودوار
بازیگران :
خاویر باردم ( دیوید )
فرانچسکا نری ( النا )
لیبرتو رابال ( ویکتور )
آنجلا مولینا ( کلارا )
خوزه سانچو ( خوزه )
پنه لوپه کروز ( مادر ویکتور )
محصول : 1997 اسپانیا
صفحه اطلاعات فیلم
شبی که "ویکتور" نوجوان مادریدی
به سراغ " النا " دختر مورد علاقه اش
می رود اتفاقات عجیبی می افتد .
"النا" که علاقه ای به ویکتور ندارد
سعی می کند با تهدید اسلحه او را
از خود براند .اما سماجت ویکتور و
شلیک ناخواسته گلوله ای دو پلیس
به نام های " دیوید " و " خوزه " را
به محل حادثه می کشاند .
در درگیری بر سر رها کردن "النا" و تسلیم اسلحه گلوله ای از پشت به کمر پلیس
جوان تر،"دیوید" اصابت کرده و او را برای تمام عمر فلج می کند.
در حالیکه ویکتوربرای چهار سال روانه زندان می شود "دیوید" بر روی صندلی چرخدار
با " النا"ازدواج می کند.
با آزادی ویکتور از زندان اوبه صورت اتفاقی موفق میشود تا با "کلارا" همسر
خوزه و دوست خانوادگی دیوید و النا طرح دوستی بریزد و به همین ترتیب در مرکز
خیریه ای که "النا "سرمایه گذار آن است به صورت داوطلب مشغول بکار شود.
"دیوید" با اطلاع از موضوع به سراغ "ویکتور" رفته و از او می خواهد تا دست از
سر" النا " بردارد .
"ویکتور" منکر طرح و نقشه ای برای صدمه زدن به النا میشود و پس از چهار سال
فاش می کند که مسبب فلج شدن "دیوید" و شلیک کننده گلوله در اصل دوست و
همکار او یعنی "خوزه" بوده .
"دیوید" همچنین پی به روابط میان همسر خوزه "کلارا" با ویکتور می برد.
در حالیکه "دیوید" نزد النا فاش می کند که خوزه تعمدن به سوی او شلیک کرده چرا
که پیشتر از روابط میان او و "کلارا" خبر داشته "ویکتور"بار دیگر به النا اظهار عشق
می کند.
النا با این قول که ویکتور
باید او را برای همیشه
فراموش کند شبی را تا
صبح با او می گذراند و
سپس نزد دیوید به
همراهی با "ویکتور" در
خیانت به او اعتراف میکند .
"دیوید" به تلافی "خوزه" را در جریان روابط همسرش با "ویکتور" قرار میدهد .
خوزه به راهنمایی دیوید کلارا را در خانه ویکتور میابد . سر انجام کلارا و خوزه با
شلیک متقابل یکدیگر را از پای در می آورند. در حالیکه "دیوید" نیز النا را ترک گفته
ویکتور به همراه النا زندگی تازه ای را آغاز می کنند .

کارگردان : مازیار میری
نویسنده : فرهاد توحیدی
اقتباس از قصه
"من قاتل پسرتان هستم"
نوشته : احمد دهقان
بازیگران :
پرویر پرستویی
جعفر والی
آتیلا پسیانی
فرهاد اصلانی
پریوش نظریه
مهتاب کرامتی
مهدی صفوی
و
رضا کیانیان
محصول : 1385
ایران
سالها پس از جنگ . اکبر رزمنده پیشین و بلیط فروش فعلی شرکت واحد با دیدن چهره
"یحیی" یکی از همرزمان سابقش در تلویزیون خاطرات آزار دهنده ای را بیاد می آورد .
ذهنیات نه چندان دقیق او این باور را القا می کند که "یحیی" نه در جریان درگیری های
جبهه که توسط او کشته شده .
" اکبر " به سراغ پدر یحیی میرود و ادعا میکند که چون او قاتل فرزندش است باید وی
را قصاص کند . پدر یحیی ابتدا فکر میکند که اکبر با توجه به سابقه روان درمانی نه
چندان کاملی که داشته دچار توهمات است پس او را از خود می راند اما به اصرار اکبر
همراه او روانه میشود تا با رجوع به دیگر همرزمان او به اکبر ثابت کند که درباره
شهادت یحیی اشتباه میکند .
اما زمانه عوض شده و آنان که روزگاری همرزم و هم دوش یکدیگر در جبهه ها
جنگیده اند یا از میان رفته اند و یا به زحمت در دسترس هستند .
هیچ کس از آنچه که اکبر مدعی آن است چیزی نمی داند و یا حداقل تظاهر به ندانستن
میکند در حالیکه پاسخ این راز بزرگ در سینه فرمانده اکبر و یحیی مخفی است که در
کنج آسایشگاه روزهای خلوتی را می گذراند ....
دیدگاه :
"پاداش سکوت" با پرهیز از در افتادن با تابوهای جامعه سرمایه داری امروز ایران و با
حذر از افتادن به ورطه شعار گویی هوشیارانه سعی در نگاهی کلی و نه چندان عمیق به
ماجرایی دارد که اگر چه خط اصلی و محور فیلم به حساب می آید اما در هزارتوی تعقیبش
بوسیله آوار تمام آنچه که در طی این سالیان جامعه ایرانی را دربر گرفته اندک اندک محو
و بی رنگ می گردد .
در سکانسی از فیلم پدر یحیی که مغازه داری خرده پاست در واکنش به راه طولانی
که برای یافتن حقیقت پیموده اند به اکبر می گوید :
" دیگه خسته شدم ، توی اون دخمه پشت به خیابون نشسته بودم .. بی خبر از همه جا
دیگه بسمه ... توی این یه هفته جونم به لبم رسید .. "
و این البته اشاره و کنایه ایست که واقعیت امروزین جامعه ما این حقیقت است که هر دو
طیف درگیر شدگان با جنگ و جان بدر بردگان بی خبرش از یکدیگر و توأمان از
بیاد آوری آن روزها واهمه دارند . در دنیایی که همه چیزش به سرعت دچار تغییرات
بنیادینی می شود دیگر تکرار شعائر و ارزشهای زمان جنگ دلپسند هیچ کس نیست و
آنانی که ناتوانند از تغییر خود و باورهایشان یا باید همچون اکبر در کیوسک بلیط فروشی
تنها شاهد و ناظر آمد و رفت دیگران باشند و یا همچون پدر یحیی در کنج خلوت مغازه
کوچکش در انتظار سپری شدن روزهای باقی مانده از عمر .
شاید از موارد قابل انتقاد فیلم بتوان به این نکته اشاره کرد که کارگردان میتوانست
برای ایفای نقش اول فیلم انتخابی دیگر ( ونه بهتر ) از " پرویز پرستویی " داشته باشد که
حضورش خواه ناخواه بیننده را به " آژانس شیشه ای " و حاج کاظم وصل می کند در
حالیکه " پاداش سکوت" به واقع فیلم خود است و نه شبیه به هیچ فیلم دیگری .
We don’t Live Here Anymore
دیگراین جا زندگی نمی کنیم
کارگردان :
جان کوران
بازیگران :
مارک روفالو ( جک لیندن )
لورا درن ( تری لیندن )
نائومی واتس ( ادیف ایوانس )
پیتر کراوس ( هنک ایوانس )
محصول :
2004
آمریکا
صفحه اطلاعات فیلم
اگر چه " جک " و " هنک " مردان جوان دو خانواده ی{ لیندن و ایوانس }
ضمن همکاربودن در دانشکده شهرکوچکشان دوستانی صمیمی نیز هستند
اما این باعث نمی شود تا عشق آتشین جک به " ادیف " ، همسر "هنک" و
رابطه پنهانی این دو تاثیری بر زندگی دو خانواده نگذارد .
در همین احوال " تری "همسر جک،با کژ خلقی ها و شلختگی هایش در امر
سرپرستی دوفرزندشان او را بیش از پیش وابسته ادیف می کند ضمن آن که رفتار
سرد " هنک " که درتلاش برای نگارش کتابش با بن بستی روحی مواجه شده نیز
بر تداوم ارتباط میان همسرش ادیف و جک تاثیر می گذارد .
پس از مدتی "جک" خسته از این کشمکش پنهانی سعی می کند تا با بی توجهی به
ارتباط کمرنگ اما رو به گسترش میان همسرش و" هنک " آستانه آن دو را بسنجد
و در میابد که آنان نیز شیوه ای مشابه او و" ادیف " در پیش گرفته اند .
سر انجام جک نزد" تری" و" هنک "معترف به روابط پنهانی با " ادیف " می شود .
"هنک" در کمترین واکنش احساسی اعلام می کند که از روابط آن دو مطلع بوده و
" تری "پس ازتلاشی ناکام برای ترک او به ندامت شوهرش دلخوش می کند .
در این میان اما " ادیف " با صراحت تمام به " هنک " می گوید که قصد دارد او را
ترک کند چرا که علیرغم بخشش او نمی تواند به چنین زندگی دو گانه ای ادامه دهد.
دیدگاه :
تلاش برای نشان دادن سستی نهاد خانواده و بی ارزشی تقریبن بی دلیل تعهدات اخلاقی
در میان روابط دو زوج از دو خانواده چنان باور پذیر و ملموس جلوه می کند که بیننده
هرگز به دنبال چرایی و نحوه آغاز این ارتباط نمی رود .
فضاسازی های سرد و نماهای غالبن دو نفره تنهایی شکننده انسان مدرن امروزی را
به خوبی القا می کند چنان که سکانس هایی با بازی بیش از دو بازیگر در کادر برای
بیننده نیز آزار دهنده می نماید .
بازی های فیلم به جز مورد " لورا درن " در حد قابل قبولی ارائه شده اما در میان
آنها " مارک روفالو " یقینن یک استثناست که با وجود قدرت خوب بازیگری
هرگز از مخدوش شده چهره اش به خاطر بازی در نقش مردانی مستاصل و
درمانده نهراسیده .
WHERE LOVE 
HAS GONE
جایی که عشق می رود
کارگردان :
ادوارد دمیتریک
بازیگران :
سوزان هیوارد
بت دیویس
محصول :
1964
آمریکا
" لوک میلر" , افسر سابق نیروی هوایی و مقاطعه کار ساختمان فعلی با خبر می شود
که دختر نوجوانش " دانیله " به جرم قتل معشوقه مادرش و همسر سابق او دستگیر شده .
لوک به سرعت به کمک دخترش می شتابد و در این میان به یاد می آورد که چگونه در
روزگار جوانی به اصرار "خانم هیدن" ، سرمایه دار بزرگ و همچنین علاقه دختر وی
"والری" رخت دامادی خانواده مفخم هیدن را بر تن کرد .
اما با گذشت زمان و تولد دخترشان اندک اندک آن عشق شور انگیز اولیه جای خود را
به اختلافاتی پر رنگ می دهد .
اختلافاتی که بعداز فاصله طبقاتی منشاء اصلی آن احاطه مادر قدرتمند والری ،
خانم هیدن ثروتمند و با نفوذ از یک طرف و حسادت اطرافیان از طرفی دیگر است .
لوک که به خاطر فشار کار زیاد به دامان الکل پناه برده در میابد که والری در زندگی
زناشویی به او وفادار نیست و پس از چند سال زندگی مشترک او را با این شرط ترک
می کند که دیدار و ملاقاتی با دخترشان " دانیله " نداشته باشد .
در جریان تحقیقات دادگاه مشخص می شود که " دانیله " نیز علیرغم سن کم با معشوقه ی
مقتول مادرش روابطی داشته وهمین لوک را بر می آشوبد تا ریشه اصلی تمام بدبختیهای
دخترش را پیدا کند .
او انگشت اتهام را به سمت والری نشانه می رود که مادری بوده است بی کفایت و سرگرم
کار خود ... اما والری نیز در دفاع از خودش متهم دیگری را سراغ دارد .. خانم هیدن .
دیدگاه
مجموعه ای از بازیگران پر قدرت اواخر عصر طلایی هالیوود در این درام طولانی
هنرنمایی کرده اند . فیلم اقتباسی است از کتابی به همین نام نوشته هارولد رابینز .
ترکیب سوزان هیوارد و بت دیویس به عنوان مادر و دختری که هرگز علاقه ای به
یکدیگر نداشته اند به نجات کارگردان آمده است که در ارائه اثری در خور اگر چه
پذیرفتنی اما هم قواره غولهای مقابل دوربین نشان نمی دهد .
تنها در این میان یک سوال باقی می ماند که چطور هالیوود هرگز " مایکل کانرز "
را در قامت یک ستاره شناسایی نکرد و دنیا بیشتر از او نشنید ؟
شاید به خاطر بدشانسی ناشی از هم عصر بودن با نامهایی همچون کاری گرانت
، جیمز استورات و گریگوری پک ...
Terms of Endearment
دوران مهرورزی
کارگردان :
جیمز، ال ، بروکس
بازیگران :
دبرا وینگر
شرلی مک لین
جک نیکلسن
محصول : 1983 آمریکا
برنده 5 جایزه اسکار
" آوورا" (شرلی مک لین ) زن میانسال و سرسختی که چندان رابطه خوبی با مردان
ندارد مخالف ازدواج دخترش " اِما " ( دبرا وینگر ) با یک استاد دانشگاه پاره وقت
است و معتقد است که " فلپ " توانایی ایجاد یک زندگی خوب را ندارد.
با این حال "اما "و "فلپ " با هم ازدواج می کنند و به شهری دیگر می روند .
چند سالی پس از این در حالیکه " اِما " سومین فرزندش را نیز به دنیا آورده " آوورا "
با " گرت برد لاو" ( جک نیکلسن ) فضانورد بازنشسته ای که در همسایگی او سکونت
دارد دوستی کم رنگی را پی میریزد که به مرور باعث شدت و علاقه ای میان این دو می شود .
در ظاهر همه چیز به خوبی در جریان است اما زندگی در شهری غریب و در آمد کم " فلپ "
تنها مشکلات " اِما " نیستند .
او باید ضمن رسیدگی به امور سه بچه با این حقیقت کنار بیاید که " فلپ " چندان به اصول
خانواده و وفاداری پایبند نیست .
دوستی نه چندان طولانی " اِما " و " سام " که مردی خوش قلب و البته کارمندی میانسال که
درگیر همسری علیل است با نقل مکان دوباره خانواده " اِما " به جهت مسائل کاری "فلپ "
به شهری دیگر چندان دیری نمی پاید
و در حالیکه " آوورا " خبر رابطه دوستی عمیق خود با "گرت" را به او میدهد ناگهان " اِما "
در میابد که مبتلا به سرطان است .
در حالیکه " اِما " روزهای آخر زندگی را می گذراند " فلپ "نمی داند که آیا توان اداره سه بچه
کوچک را خواهد داشت یا نه و در این حال " آوورا " تمام تلاش خود را می کند تا اگر چه در
تمام عمر رابطه چندان خوب و صمیمی با " اِما " را تجربه نکرده اما سعی دارد تا روزهای
آخر زندگی او به خوبی طی شود .
تلاشی که خودش نیز می داند در نهایت تفاوتی در وضعیت هیچکدام از آنها ایجاد نخواهد کرد .
صفحه اطلاعات فیلم
Don Juan DeMarco
دون خوان دِ مارکو
کارگردان :
جرمی لوین
بازیگران :
مارلون براندو
جانی دپ
فی داناوی
محصول :
1995 آمریکا
دکتر روانکاوی نام
"جک میکلر " طی
آخرین روزهای پیش
از بازنشستگی درمواجه با بیمار جوانی که مدعی است بزرگ عاشق پیشه دنیا یعنی " دون خوان "
است سعی در درمان و تغییر باورهای او می کند .
اما زمانی که دون خوان سرگذشت شگفت انگیز و رویایی خود را برای دکتر میکلر تعریف
میکند او به شدت مجذوب رویاها و باورهای این بیمار جوان میشود .
علیرغم آنکه تحقیقات بیمارستانی نشان می دهد که مرد جوان با نام "مارکو" در ایالت آریزونا
به دنیا آمده و پدرش چند سال پیش در تصادف اتومبیل کشته شده اما وی اصرار دارد که متولد
مکزیک است و پدرش را در دوئلی که بر سر حیثیت مادرش اتفاق افتاده از دست داده است .
او در روایات مختلف خود به میکلر میگوید که از نوجوانی مورد توجه زنان بوده و بهتر و بیش
ازهر کسی میداند که راههای نفوذ در قلب زنان کدام است و آنان را چگونه باید دوست داشت .
باور روایات دون خوان اگر چه برای شنوندگانش سخت به نظر میرسد اما تاثیر او بر زنان
و محیط پیرامونش غیر قابل انکار است چنانکه خود دکترمیکلر نیز تحت تاثیر او به تجدید نظر
درباره ارتباط با همسرش و سالیان طی شده از زندگیش می پردازد .
در پایان "دون خوان " با راهنمایی دکتر میکلر ناچار می شود تا به خاطر نرفتن به بیمارستان
روانی اطلاعاتی که به قول خود او ارزشی بسیارکمتر از حقایق نهفته و گمگشته زندگی اش
دارند را تایید کند .
در حالیکه مقامات بیمارستان در تعجب از اینکه جوان مفتون در نهایت طی آن مدت محدود سر
عقل آمده دچارشک و تردیدند دکتر میکلر از صمیم قلب اطمینان یافته است که آخرین بیمارش
کسی نبوده است جز " دون خوان "، بزرگترین عاشق پیشه تمام ادوار.
صفحه اطلاعات فیلم
سانست بلوار
کارگردان :
بیلی وایلدر
بازیگران :
ویلیام هولدن
گلوریا سوانسون
اریک فون اشتروهایم
محصول: 1950 آمریکا
" جویی گیلیس " فیلمنامه نویس جوانی که به علت قرض و بدهی تحت تعقیب طلبکاران
ناچار از زندگی مخفی و فرار شده به صورت اتفاقی وارد ویلای اشرافی یک ستاره قدیمی
و فراموش شده سینما به نام " نورما دزموند " می شود .
پس از آنکه نورما از وضعیت مالی نامساعد جویی آگاه میشود به کمک " ماکس " پیشخدمت
وفادار و تنها همدمش باقیمانده وسائل جویی را به ویلای بزرگ و قدیمی خودش منتقل میکند
و از او میخواهد تا در قبال مبلغ مناسبی کار بر روی پیش نویس فیلمنامه ای که خود او نوشته
است را آغاز کند .
در ابتدا به نظر میرسد اوضاع برای جویی در حال روبراه شدن است اما رفته رفته او حضور و
تحمیل نظر ستاره مسن سینما را در تمام جزییات زندگی شخصی و کاری خود حس میکند.
در پی آشنایی جویی با دختر جوانی به نام " بتی " که فیلمنامه نویسی آماتور نیز هست
او در تلاش برای خلاصی از دست نورما او را رها میکند اما با خودکشی و اظهار علاقه
دیوانه وار نورما ناچار به نزد او باز میگردد .
در این بین اما روابط جویی و بتی که همه شب در تلاش برای نگارش فیلمنامه ای مشترک
یکدیگر را ملاقات میکنند عمق بیشتری میابد و همین امر موجب دخالت دوباره نورما و تلاش
او برای تخریب جویی در نزد بتی می شود .
جویی که دیگر راه گریزی از دست ستاره از پیر و از رونق افتاده نمی یابد از بتی میخواهد که
او را رها کرده و رابطه شان را فراموش کند .
در نهایت جویی یکبار دیگر مصمم میشود تا نورما را برای همیشه ترک کند اما اینبار جدایی او
از زندگی از خلاصیش از دست نورما برایش ممکن تر است .
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
I Confess
اعتراف می کنم
کارگردان :
آلفرد هیچکاک
بازیگران :
مونتگمری کلیفت
آن باکستر
کارل ملدن
محصول :
1953 آمریکا
کشیش جوان به نام " پدر مارتین لوگان " شبی در محراب کلیسا مجبور به گوش دادن اعتراف
خدمتکارکلیسا " اتو " است که به قتل یک وکیل بخاطر پول معترف است .
در حالیکه اتو قصد معرفی خود به پلیس را ندارد اندک اندک پدر لوگان در مظان اتهام قرار میگیرد
چرا که علیرغم اصرارپلیس او حاضر نیست درباره رابطه خود با زنی جوان به نام " روث " که
صبح روز قتل در مقابل دفتر وکالت مقتول با او دیده شده به پلیس حرفی بزند.
سر انجام و در آستانه بازداشت پدر لوگان به جرم قتل " روث " به همراه همسرش که از منتفذین
شهر است به پلیس مراجعه میکند و در دفاع از پدر لوگان اعلام میکند که وکیل مقتول به خاطر
اطلاع از رابطه عاشقانه میان او و پدر لوگان که به سالها پیش باز میگردد قصد اخاذی داشته و به
همین خاطر در شب قتل او به همراه پدر لوگان در مکانی دیگر بوده اند و به این دلیل پدر لوگان
نمیتوانسته قاتل باشد .
با این همه بررسی های پلیس نشان می دهد که پدر لوگان در حد فاصل وداع با " روث " و رسیدن
به کلیسا زمان کافی برای انجام قتل را در اختیار داشته پس در نهایت پلیس پدر لوگان را بازداشت
و محاکمه میکند .
علیرغم اطلاع پدر لوگان از هویت قاتل اصلی اما او بخاطر سوگند حفظ اسرار مردم در دادگاه از
معرفی " اتو " به عنوان قاتل سرباز میزند در حالیکه خود " اتو " در شهادت دروغینش
جریان شب قتل را طوری بازگو میکند که شکی در قاتل بودن پدر لوگان برای هیئت منصفه و
قاضی باقی نماند ....
Fight Club
باشگاه مشت زنی
کارگردان :
دیوید فینچر
بازیگران :
براد پیت
ادوارد نورتون ،
هلنا بونهم کارتر
محصول 1999 آمریکا
"جک " کارگزار جوان بیمه دچار بی خوابی و کلافه از زندگی روزمره به هر دری میزند تا
آرامش بیابد و در این راه سعی میکند تا به عنوان بیماری رو به مرگ با شرکت در کلاسهای
امید بخش و روانکاوی اوضاعش را بهبود ببخشد و در آنجا با دختری به نام "مارلا " آشنا میشود
که او هم مانند جک بی آنکه واقعن بیماری خاصی داشته باشد در کلاسها شرکت میکند .
در حالیکه اوضاع روحی و جسمی جک رو به بهبودی میرود او به صورت اتفاقی با فردی به نام
" داردن تایلر " آشنا میشود که خصوصیات عجیبی دارد .
دوستی جک و داردن تایلر بالا میگیرد و جک تحت تاثیر القائات او شیوه زندگی متفاوتی را پیش
می گیرد .
آن دو زمینه یک کلوب زیر زمینی مشت زنی را ایجاد میکنند که هدف برد و باخت نداشته و بیشتر
ملجایی است برای رهایی از فشارهای زندگی روزمره .
اندک اندک کار این دو مورد توجه افراد دیگری نیز قرار میگیرد و در مدت زمان کوتاهی افراد
زیادی شیوه زندگی خارج از قاعده جک و داردن تایلر را بر میگزینند .
با گسترش کلوبهای مخفی زیر زمینی در دیگر شهرها و افزایش تعداد اعضای آن که همگی
داردن تایلر را قبله و مراد خود می دانند زمینه خلافکاریها و تصمیمات ضد اجتماعی داردن
و افرادش علیرغم میل باطنی جک افزایش میابد .
آنها تحت تعقیب پلیس قرار می گیرند در حالیکه تنوع اجتماعی افراد عضو کلوبها قابل تشخیص
نیست و تلاشهای پلیس عملن در اینباره به جایی نمیرسد .
در این میان اما جک ناگهان در میابد که تقریبن تمامی اجتماع درگیر افکار نا متعادل داردن تایلر
شده اند اما حتی مراجعه او به پلیس به دلیل عضویت اعضای بلند پایه پلیس در کلوب به جایی
نمی رسد .
در حالیکه جک سعی در جلوگیری از اقدامات خرابکارانه داردن تایلر دارد در کمال ناباوری
در میابد که تمامی اعضا جامعه و حتی کلوبها کسی دیگر را به نام " داردن تایلر " می شناسند .
Double Indemnity
غرامت مضاعف
کارگردان : بیلی وایلدر
بازیگران :
فرد مک مورای
باربارا استانویک
ادوارد ، جی ، رابینسون
محصول 1944 . آمریکا
شرکت بیمه ، در برخورد
با همسر یکی از مشتریانش
به نام " فیلیس " فریفته او
می شود .
ارتباط این دو کم کم رنگ
عشق به خود می گیرد و
آنها با همدستی یکدیگر
تصمیم به قتل " آقای جکسون"
، همسر فیلیس می گیرند.
آنها نقشه قتل را طوری برنامه ریزی می کنند تا فیلیس به عنوان بیوه جکسون بتواند خسارت
بیشتری از شرکت بیمه کننده دریافت کند و سود بیشتری نصیب هردوی آنها شود .
سرانجام پس از بررسی های فراوان شبی والتر و فیلیس ، جکسون را به قتل می رسانند .
تلاشهای مسئولین شرکت بیمه برای یافتن سر نخی از علت واقعی مرگ همسر فیلیس به جایی
نمی رسد و آنها با توجه به شواهد و قرائن موجود ناچار از پرداخت دو برابر خسارت تعیین شده
در قرارداد بیمه می شوند .
در این میان اما والتر از طریق " لولا " دختر آقای جکسون متوجه می شود که فیلیس که پیش از
این به عنوان خدمتکار در خانه جکسون مشغول بوده عامل اصلی مرگ همسر پیشین آقای
جکسون و مادر لولا است .
لولا مدعی می شود که فیلیس با همراهی دوست پسر سابق او قصد کشتنش را دارند و همین باعث
شک والتر از قصد نهایی فیلیس می شود .
والتر به سراغ فیلیس می رود و در میابد که فیلیس از ابتدا نقشه تصاحب تمامی اموال جکسون را در
سر داشته و در این بین او ابزاری بیش نبوده .
فیلیس سعی میکند تا با شلیک گلوله والتر را به قتل برساند اما والتر که مجروح شده فیلیس را می کشد.
در انتها والتر مجروح و از پا افتاده در نیمه های شب خود را به محل کارش می رساند تا با ضبط
اعترافاتش رئیس خود را در جریان واقعیت پرونده قتل بگذارد .
صفحه اطلاعات فیلم / صفحه تصاویر فیلم
بعضی ها داغشو دوست دارن
کارگردان : بیلی وایلدر
بازیگران : جک لمون
تونی کرتیس ، مرلین مونرو
محصول : ۱۹۵۹ آمریکا
"جویی " و "جری" نوازندگان تنگدست
کلوبهای شبانه ، بر اثر حادثه ای
ناخواسته شاهد درگیری بین دو گروه
از گنگسترهای مافیای نیویورک و
قتل عام چند نفر هستند .
در حالیکه قاتلین به دنبال آنها میگردند
تا با از بین بردنشان مانع حضور و
شهادتشان در دادگاه شوند آن دو ناچار
از خروج مخفیانه از شهر هستند در
حالیکه تمامی راهها از طرف مافیا
تحت نظر است .
همزمان جویی و جری مطلع می شوند که قرار است یک گروه نوازنده دختر برای چند شب اجرا به
کالیفرنیا اعزام شوند .
آنها با پوشیدن لباس و آرایش زنانه با اسامی " جوزفین " و " دیفنی " خود را در میان گروه نوازندگان
دختر جا میزنند که در همان ابتدا دختری به نام " شوگر " مورد توجه هر دوی آنها قرار میگیرد .
آنها به کالیفرنیا می رسند اما به اصرار " جویی " که سخت دلباخته " شوگر " شده تصمیم میگیرند تا با
عقب انداختن نقشه فرار چند شب دیگر را نیز به اجرای نقش زنان نوازنده ادامه دهند .
در حالیکه هویت دو گانه " جویی" او را دچار مشکلاتی در رابطه اش با " شوگر " کرده " جری " مجبور است
تا بخاطر دوستش نقش معشوقه مرد ثروتمندی را بازی کند که از هویت واقعی او بی اطلاع است .
در همین حال سران مافیا و گنگسترهایی که به دنبال جو و جری بودند به خاطر جلسه مهمی به کالیفرنیا آمده و
در همان هتل محل اقامت گروه آنها سکنی می کنند .
آنها جو و جری را شناسایی می کنند اما پیش از آنکه موفق به کشتن آنها بشوند آن دو به همراه " شوگر "و عاشق
ثروتمند " جری " از مهلکه میگریزند .
" جویی " سرانجام هویت واقعی خودش را برای " شوگر " فاش میکند در حالیکه افشا شدن هویت
" جری " برای مردی که عاشق او شده تاثیری در دلباختگی او نمی گذارد !
صفحه اطلاعات فیلم
The Devil Is a Woman
شیطان یک زن است
کارگردان : جوزف فون استرنبرگ
بازیگران : مارلنه دیتریش ،
سزار رومرو ،لایونل اتویل
محصول : 1935 . آمریکا
دو مرد اشراف زاده همزمان
دل باخته زنی زیبا به نام
"کونچا پرس" می شوند .
هر کدام از آنها در حالی که در
ابتدا از وجود دیگری بی خبر
است تمامی تلاش خود را در
جهت جلب رضایت کونچا
انجام می دهند و کونچا هر بار
قول و قراری با یکی از آنها
می بندد در حالی که به
هیچ عنوان پایبند قول خود به
هیچ یک از آنها نمی ماند .
کار برای "دون پاسکوال" و" آنتونیو" هر روز سخت تر میشود چرا که هر بار رفتارهای گمراه کننده
کونچا بیشتر آنها رااز رسیدن به هدفشان دورتر میکند .
کونچا در امتداد بازی سختی که با این دو آغاز کرده آنها را در بازی دوئل مرگ مقابل یکدیگر
قرار می دهد اما باز هم از وعده به وصال سرباز میزند .
دلباختگان با تمام نیرو از ارائه ثروت و موقعیت خود در راه رسیدن به او دریغ نمی کنند اما در
نهایت سخت ترین شرط کونچا برای آنها آخرین شرط و راه رسیدن به یکی از ایشان است .
کارگردانان :
والری فریس ، جاناتان دیتن
بازیگران :
استیو کارل ، گرک کینیر ،تونی کولت ،
آلن آرکین و آبیگال برسلین
محصول : ۲۰۰۶ آمریکا
" الیو " دخترک شش ساله خانواده ای
پر جمعیت ،برنده جایزه ویژه ای به جهت
کاندیداتوری مسابقه " دختر شایسته خردسال"
می شود .
پس از کش و قوس های فراوان خانواده
تصمیم میگیرندعلیرغم بُعد مسافت میان
شهر محل مسابقه و محل سکونتشان
" الیو " را برای شرکت در مسابقه برسانند.
در راه رسیدن به محل مسابقه پس از خرابی
اتومبیل مصیبتهای دیگری برای آنها رخ می دهد .
" فرانک " که دایی خانواده است و پس از خودکشی در پی یک ناکامی عشقی جهت نگهداری
به خانواده سپرده شده با عشق ناکامش مواجه میشود ، برداربزرگتر " الیو " ، " دواین " ناگهان
درمیابد که دچار کوررنگی است و هرگز نمی تواند به آرزویش که خلبانی است دست یابد و نذر
۹ ماهه سکوتش بی فایده بوده ،
" ریچارد " پدر خانواده با شکست در جذب سرمایه گذار برای طرحی جامعه شناختی که چند
سالی از عمرش را به پای آن گذاشته با ناکامی مواجه می شود و سر انجام " پدر بزرگ "
بخاطر افراط در مصرف مواد مخدر قبل از رسیدن به مقصد میمیرد .
با این همه و علیرغم مخالفت فرانک ، دواین و ریچارد که در محل مسابقه و با دیدن رقبای "الیو"
شانسی را برای او قائل نیستند مادر معتقد است که این شانس را نباید از او سلب کرد و در
نهایت " الیو " راهی سن می شود .
" الیو " برنامه خود را به پدر بزرگ مرحومش که تمامی تمرینات را با او انجام داده تقدیم میکند و
بی دغدغه از برنده شدن یا نشدن چنان رقصی آزاد و بی قید و بند را انجام می دهد که تمامی
حاضران ، گروه داوران و بیش از همه خانواده را در شوک و حیرت فرو می برد .
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
The Lives of Others
زندگی دیگران
کارگردان : فلوریان هانکل فان دونرسمارک
بازیگران : مارتینا گدک ، اولریخ موهه
سباستین کُخ
محصول :2007 آلمان
آلمان شرقی ـ دهه هشتاد .
از سوی سازمان امنیت حکومت کمونیستی،
( اشتازی ) که حضور نویسندگان و
هنرمندان دگر اندیش را بر نمی تابد
"ویسلر " مامور مخفی کهنه کار سرویس
جاسوسی موظف می شود تا رفتارها و
فعالیتهای کارگردان و نویسنده ناراضی
" گئورگ دریمن " و همسر بازیگرش
" کریستا ماریا سیلاند " را زیر نظر
بگیرد .
"ویسلر " که پیشتر هنرمندی ماریا را
به روی صحنه تئاتر دیده در شرایطی
زندگی خصوصی آنها را تحت نظر
میگیرد که خود فردی سرد، منزوی و از اجتماع بریده است .
اندک اندک روابط عاشقانه این زوج تحت نظر تاثیر شگرفی بر "ویسلر " میگذارد تا جاییکه
او نه تنها چشم بر فعالیتهای ضد کمونیستی "دریمن " می بندد بلکه با به خطر انداختن موقعیت
سازمانی خود مانع از ادامه ارتباط غیر اخلاقی و اجباری "کریستا ماریا " با وزیر فرهنگ
حکومت می شود .
دریمن که از عدم مراقبت و نظارت خود توسط دستگاههای حکومتی اطمینان دارد به فعالیتهای
خود ادامه می دهد در حالیکه ویسلر سعی دارد تا با ارسال گزارشهایی معمولی خطر را از
او و همسرش دور نگاه دارد . سر انجام زمانی فرا می رسد که مقامات بالاتر نسبت به کفایت
ویسلر مشکوک می شوند و از او می خواهند که به اجبار از کریستا ماریا اعترافاتی را در زمینه
فعالیتهای ضد کمونیستی دریمن بگیرد .
در میان نگرانی ویسلر سرانجام کریستا ماریا تحت تاثیر اعتیادش به مواد مخدر اعتراف میکند و
دریمن را لو میدهد .
تمامی تلاش ویسلر برای نجات زندگی دریمن و کریستا ماریا با خودکشی ماریا از دست می رود
با وجود این دریمن بی آنکه بداند کدام معجزه منجی او شده از دستگیری نجات میابد .
ویسلر به دلیل بی کفایتی به قسمتهای پست سازمان تبعید می شود تا زمانیکه دیوار برلین فرو میریزد
و دریمن به جستجوی دلایل نجاتش در سالهای قبل میرود ..
The Big Lebowski
کارگردان : برادران کوئن
بازیگران : جف بریجز
جان گودمن ، جولین مور
محصول : 1998 . آمریکا
زندگی ساده ، آرام و دور از مشغله
" جف لبوفسکی "مرد میانسال نیویورکی
که اصرار دارد او را "دئود " صدا
کنند زمانی در هم می آشوبد که عده ای
بخاطر تشابه اسمی او را با سرمایه دار
مشهور " لبوفسکی بزرگ " اشتباه گرفته و
از او میخواهند تا قروض همسرش را بپردازد در حالیکه " دئود " اصلا همسری ندارد.
در همین حال همسر لبوفسکی بزرگ ربوده میشود و برای آزادی او و پرداخت فدیه
" دئود " انتخاب میشود اما آرتیست بازی احمقانه " والتر " دوست صمیمی اش که از
کهنه سربازان جنگ ویتنام است باعث می شود که جریان آزادی همسر لبوفسکی بزرگ
بهم بخورد و ربایندگان در پاسخ انگشت پای او را برای لبوفسکی بزرگ بفرستند .
قبل از آنکه "دئود " موفق به قرار مجدد با ربایندگان بشود اتومبیل او که حاوی کیف
یک میلیون دلاری است نیز به سرقت می رود تا بدبختی های " دئود "تکمیل شود .
لبوفسکی بزرگ او را تهدید میکند که اگر همسرش کشته شود او را خواهد کشت .
از طرفی ربایندگان و از طرفی دیگر طلبکاران همسر لبوفسکی نیز مداوم او را
تحت فشار میگذارند تا هرچه زودتر پولشان را پرداخت کند ...
در این میان "دئود " که تا پیش از این تمام مشغله اش شرکت در مسابقات هفتگی
بولینگ با دوستانش بوده ناچار است تا تقاضاهای عجیب و غریب " مائود " دختر
لبوفسکی بزرگ که مخالف پرداخت پول برای آزادی زن پدر جوانش است و همچنین
دیوانه بازیهای "والتر " را تحمل کند ...
OLD BOY
دوست قدیمی

کارگردان : پارک چان ووک
بازیگران : چوی مین سیک
یو جی تائی ، گانگ های یونگ
محصول 2005 . کره جنوبی
مردی به نام "دایسو " پانزده سال از عمرش را در یک اتاق دربسته محبوس می شود بی آنکه
بداند عامل این گروگانگیری کیست و یا به چه دلیل این زمان طولانی را در مکانی نامعلوم محبوس
بوده .
دایسو بعد از پانزده سال در همان بیخبری که ربوده شده بود آزاد میشود در حالیکه از دومین سال
ناپدید شدنش با صحنه سازی که در غیاب وی انجام شده پلیس و اجتماع او را به عنوان قاتل
همسرش میشناسند .
بزرگترین چالش ذهنی دایسو پس از پیدا کردن نشانی از دخترش که از سه سالگی به بعد
او را ندیده این است که بداند چه کسی و به چه علت پانزده سال از زندگی او را نابود
کرده و در این راه دختر جوانی به نام " میدو " با او همراه میشود .
در گرماگرم روابط میدو با دایسو که کم کم رنگی از عشق به خود میگیرد سرانجام او
زندان مخفی را که در آن حبس بوده میابد و با زیر فشار گذاشتن مسئول آن به شخص
سفارش دهنده دسترسی پیدا میکند .
دایسو که در آتش انتقام میسوزد قبل از آنکه فرصت کشتن فرد سفارش دهنده را داشته
باشد با چالشی بسیار وسیعتر روبرو میشود .
سوال این نیست که او چرا پانزده سال زندانی بوده ... سوال اصلی این است که چرا پس
ازپانزده سال آزاد شده .
جواب معمای جدید اما در دل خاطرات محو سالها پیش، در مدرسه روزگار نوجوانی
دایسو نهفته است ..
جایی که او سری مگو را فاش کرده ....
Stay توقف
کارگردان : مارک فارستر
بازیگران : ایوان مک گرگور
نائومی واتس ، رایان گاسلینگ
محصول 2005 آمریکا
"سام فاستر" ، روانپزشک نیویورکی
ضمن مشکلات عاطفی و ارتباطی که با
نامزدش "لیلا " دارد در مبارزه با قصد
خودکشی بیمارجوانش " هنری لاتهام "
هرچه بیشتر میکوشد کمترتوفیقی میابد .
هنری که دانشجوی با استعداد رشته نقاشی
است وقدرتهای مرموزی همچون پیشگویی
اتفاقات نزدیک را درون خود دارد به فاستر
میگوید که خود را درمرگ پدر و مادرش
مقصر میداند و قصد دارد درشب تولد
بیست و یک سالگی بر روی پل بروکلین خودکشی کند .
علیرغم ادعای هنری اما فاستر موفق میشود تا با مادر او و دختری که هنری فقط یک بار با وی
مکالمه کرده و ادعا میکند که عاشق اوست ارتباطی برقرار کند .
اما درمیابد مادر هنری دچار حالات عادی نیست در حالیکه بعدتر از اطرافیان میشنود زنی را که
او به عنوان مادر هنری دیده در اصل چند ماه پیش از آن درگذشته .
تلاش فاستر در برقراری ارتباط با دختر مورد علاقه هنری نیز به جایی نمیرسد و سرانجام
زمانیکه فاستر احساس میکند بعضی حالات روانی هنری بر روی او نیز تاثیرات مخربی
گذاشته شب تولد بیست و یکسالگی هنری فرا میرسد .
بر بالای پل بروکلین هنری پس از شماتت فاستر بخاطر تعلل در نجات او لوله اسلحه را درون
دهانش میگذارد و ماشه را میکشد ... اما این پایان کار نیست .
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
LE AMICHE DEL CUORE /
بگذار بدود , بگذار دور شود
کارگردان :
میکله پلاچیدو
بازیگران :
آسیا آرجنتو ، کارلوتا ناتولی
کلودیا پاندولفی ، میکله پلاچیدو
محصول 1992. ایتالیا
داستان زندگی و سرنوشت سه دختر نوجوان از طبقه متوسط جامعه ایتالیای امروز .
سابرینا , مورنا و کلودیا سه دختر نوجوان و محصل از طبقات فرو دست جامعه
ایتالیایی که هر کدام در پی دستیابی به رویا ها و خلاصی از وضعیت نه چندان
مطلوب زندگی خویش هستند .
سابرینا در نبود مادر با می خوارگی و آزارهای جنسی از جانب پدرش روبروست .
مورنا ناتوان از دوری و طرد مادرمعتادش , خود نیز در دام اعتیاد گرفتار می آید .
و کلودیا که بخاطر دست یافتن نقشی در شوهای سطح پایین تلویزیونی مورد سوء استفاده
قرار میگیرد .
هر سه این دختران تلاشی محتوم را برای گریز از وضعیتی که در آن گرفتار آمده اند را
انجام می دهند بی آنکه در تلاطم جامعه ای هزارتو کسی به وضعیت بغرنج ایشان توجه
کند .
در نهایت کلودیا تبدیل به مانکن صحنه پُر کن یک شوی تلویزیونی میشود و خانواده اش
این را به مثابه موفقیتی بزرگ برای او تلقی میکنند بی آنکه بدانند در واقع چه بر سر او آمده .
مورنا در شرایطی که از جمع دوستان طرد شده به یک همزیستی مسالمت آمیز و اعتیاد
اشتراکی با مادر بسنده میکند ..
و سابرینا در طغیان تمامی بغض های فرو خورده اش پدرش را که اینک تبدیل به شریک
جنسی او شده با چاقو از پای در می آورد ..
در پایان سابرینا در حالی زیر نگاه نگران دوستانش توسط پلیس به زندان منتقل میشود که
تفاوت چندانی بین موقعیت جدید و قدیم خویش نمیابد .
The Departed
کارگردان : مارتین اسکورسیزی
بازیگران :
لئوناردو دی کاپریو ،
مت دیمون ،
جک نیکلسن،
و مارک والبرگ
محصول ۲۰۰۶ . آمریکا
"بیلی کاستیگان" ( لئوناردو دی کاپریو ) دانشجوی تازه فارغ التحصیل دانشکده پلیس
بوستون به عنوان جاسوس اداره پلیس فدرال به مجموعه "چف کاستلو"
( جک نیکلسون )گانگستر بین المللی بد نام ایالت ماساچوست رخنه میکند .
همزمان هم کلاسی او "کالین سالیوان" ( مت دیمون ) که حکم فرزند خوانده کاستلو
را دارد نیز در اداره پلیس ایالتی در بخش تحقیقات ویژه استخدام میشود .
گروه کاستلو متوجه حضور یک جاسوس در میان خود شده اند اما حتی جاسوسی
بی وقفه "سالیوان" که اینک با ترفیع در اداره پلیس به عنوان ریاست بخش تحقیقات
منصوب شده نیز کمکی به شناسایی جاسوس در میان باند کاستلو نمی کند .
همزمان اداره پلیس نیز در میابد که چف کاستلو در بین اعضای تیم تحقیق یک جاسوس
قوی در اختیار دارد که مانع از دستگیری او میشود .
در حالتی جدید اداره پلیس در اصرار بر شناسایی جاسوس پیش از دستگیری "کاستلو"
فرزند خوانده او "سالیوان" را مامور تحقیق و دستگیری جاسوس اداره میکند .
در حالیکه معاون اداره تحقیق به نحوه کار "سالیوان" مشکوک شده حلقه محاصره در
شناسایی"کاستیگان" روز به روز تنگ تر میشود به نحوی که حتی اداره پلیس ایالتی
نیز ناتوان از کمک به او به دنبال راه چاره است .
سرانجام در پی تحقیقات "کاستیگان" مشخص میشود که خود "چف کاستلو" جاسوس
اف بی آی است و عمده افراد گروهش به توسط خود او نابود میشوند .
"سالیوان" با اطلاع از این مسئله در یک غافلگیری "کاستلو" و افرادش را از بین میبرد
اما "کاستیگان" که اینک دریافته "سالیوان" جاسوس کاستلو در اداره پلیس بوده اقدام
به بازداشت او میکند در حالیکه پرونده اطلاعاتی او پیشتر بتوسط "سالیوان" از بایگانی
پلیس حذف شده است .
در پایان یکی از اعضای زیر دست "سالیوان" قبل از انتقال او به اداره پلیس "کاستیگان"
را از پای درآورده و به "سالیوان" گوشزد میکند که او تنها جاسوس "کاستلو" در اداره
پلیس نبوده .
سالیوان در اقدامی پیشگیرانه همکار خود را نیز از پای در می آورد تا همه چیز را وارونه
نشان دهد اما پایان ماجرا آنگونه که میل اوست نخواهد بود .
UNFORGIVEN
نابخشوده
کارگردان : کلینت ایستوود
بازیگران : کلینت ایستوود ،
جین هاکمن ، مورگان فریمن
و ریچارد هریس
محصول : 1992 . آمریکا
سال 1880 . غرب آمریکا .
با اعلام جایزه هزار دلاری از طرف
روسپیان وایومینگ برای کشتن
دو گاوچران که چهره زنی را
با چاقو کریه ومجروح کرده اند ،
"ویلیام مونی " گنگستر بدنام تگزاسی که
سالهاست هفت تیر کشی و قتل را با امید به
بخشش گناهانش کنار گذاشته و به دامداری
رو آورده به دعوت " کید " کابوی جوان و
آماتور وسوسه میشود تا به همراه دوست و همکار قدیمی اش " ند لوگان " جایزه را
بدست بیاورد تا سر و سامانی به زندگی خود و دو کودکش که پس از مرگ همسرش
تنها مانده اند بدهد .
آنها به وایومینگ که توسط کلانتری بد خلق به نام "بیل کوچیکه " مراقبت می شود میروند
اما کلانترکه به هیچ عنوان تحمل گنگسترها و هفت تیر کش های قدیمی را ندارد ویلی را تا
سر حد مرگ کتک میزند و از شهر بیرون میکند .
گروه سه نفره آنها بلاخره یکی از گاوچرانها را یافته و او را از پا در می آورند .
اما " ند " که پیشتربا جدا شدن از گروه به این دلیل که دیگر توان آدم کشی ندارد تنها مانده
در میانه راه توسط گاوچرانها دستگیر وتحویل " بیل کوچیکه" میشود .
ویلی و کید دومین گاوچران را نیز به قتل میرسانند اما با خبر میشوند که " ند "بر اثر شکنجه
توسط کلانترکشته شده .
ویلیام که در آتش انتقام به خاطر مرگ دوستش میسوزد با فراموش کردن قولی که به همسر
مرحومش درباره ترک مشروب خواری و آدم کشی داده بود با اسلحه ای آخته وارد شهر میشود
و کلانتر و گروهش را قتل عام میکند .
صفحه اطلاعات فیلم
The BRIDGES of MADISON COUNTY
پل های مدیسون کانتی
کارگردان :کلینت ایستوود
بازیگران :
کلینت ایستوود .
مریل استریپ
محصول :۱۹۹۵ . آمریکا
فرزندان پیرزنی تازه در گذشته
بنام"فرانچسکا جانسون" پس از
مرگ اوبا خواندن وصیت نامه اش
از اینکه درخواست کرده تا پس از
سوزاندن سدش خاکسترش را از فراز
پل رُزمن ر منطقه مدیسون به دست
باد بسپرند دچار حیرت و اندوه میشوند .
در میان وسایل بجا مانده از فرانچسکا لید صندوقی قرار دارد که چند دفترچه خاطرات فرانچسکا
و مقداری وسایل عکاسی درونش قرار دارد .
راز سر به مُهر چهار روز از زندگی سالهای دور فرانچسکا به همراه مردی ناشناس به نام
"رابرت کین کید" در میان صفحات دفترچه ها به قلم فرانچسکا فاش شده ..
برخورد و آشنایی فرانچسکا با رابرت عکاس سازمان نشنال جئوگرافیک و همزمانی آن با
مسافرت چهار روزه همسر و دو فرزند فرانچسکا باعث میشود تا آن دو چند روزی را با بهانه
عکاسی رابرت از پلهای منطقه وسیع و کم جمعیت مدیسون با هم بگذرانند اما به سرعت عشقی
عمیق میانشان شکل میگیرد تا آنجا که در آستانه بازگشت خانواده فرانچسکا از مسافرت او قصد
ترک خانه و گریز به همراه رابرت را دارد اما در آخرین لحظات با این دلیل که آغاز زندگی جدید
بر روی ویرانه های زندگی گذشت زیبایی و شیرینی همان چند روز عاشقی را نیز از بین خواهد
برد و سرانجام رابرت او را نیز مانند تمام کسانی که پیش از او در زندگی داشته فراموش خواهد
کرد پشیمان میشود .
رابرت فرانچسکا را ترک میکند و آن دو پس از آن هرگز یکدیگر را ملاقات نمیکنند .
اما سالها بعد بسته ای به دست فرانچسکا میرسد که نشان میدهد رابرت تا پایان عمر
هرگز نتوانست او و آن چهار روز بیاد ماندنی را فراموش کند .
ـ گاو خشمگین Raging Bull
کارگردان : مارتین اسکورسیزی
بازیگران :رابرت دنیرو ، جو پشی ،
کتی موریارتی جنتیله
محصول 1980 . آمریکا
اوائل دهه 40 شیکاگو . جیک لاموتا بوکسور تازه کار و
جویای نام قصد دارد تا با کسب عنوان قهرمانی به شهرت
و ثروت برسد تا از زندگی فقیرانه خود فاصله بگیرد و
صاحب جایگاه و اعتبار شود .
در اولین قدمها جیک ناچار است از پذیرفتن سفارشها و
زد و بندهای مافیای پشت پرده تا بتواند در ادامه به آنچه
که میخواهد برسد .
جیک به واسطه برادرش با دختری به نام " ویکی " که از زیردستان سرکرده مافیای منظقه
است آشنا میشود و روابطی را با او بهم میزند .
سر انجام او در نبردی با حریف دیرین خود به موفقیت میرسد و پس از جدایی از همسرش
با ویکی ازدواج میکند .
مبارزات جیک لاموتا ادامه دارد و او با کسب چندین عنوان قهرمانی تا سطح یک قهرمان
میان وزن بکس جهان پیش میرود اما مدالها و شهرت باعث محبوبیت او نمیشود و همین
به شدت موجب آزار اوست .
جیک کم کم دچار بد بینی نسبت به
ویکی میشود و از برادرش میخواهد
که مراقب او باشد.
اما در ادامه او به برادر و تمامی
اطرافیانش بد بین میشود و در
برخوردی تند به خاطر سوظن برادرش
را از تیم اخراج و روابطش را با او
قطع میکند .
(( جیک لاموتا در کنار همسرش ویکی ۱۹۵۰ ))
پس از سالیانی که جیک تمامی حریفان را از دور خارج کرده خسته از ناتوانی در ایجاد تعادلی
میان دوست داشتن و دوست داشته شدن در ادامه خود ویرانگریهای دیوانه وارش رو در روی
حریفی قدیمی می ایستد و بی هیچ دفاعی مسابقه را میبازد و عنوان قهرمانی را هم از دست میدهد
و پس از اندک زمانی بازنشستگی اش را از بوکس اعلام میکند.
چند سالی بعد ویکی نیز او را ترک میکند و جیک که کازینویی را به عنوان منبع در آمد
سالهای بازنشستگی اداره میکند به جرم تشویق به فساد دختران کم سن و سال راهی زندان میشود.
جیک لاموتا پس از خلاصی از زندان خسته و ورشکسته ناچار به عنوان شو من در یکی از
کازینوهای پست شیکاگو مشغول به اجرای نمایش میشود در حالیکه دیگر هیچ نشانی از آن
قهرمان سابق را ندارد ..
تنها دلخوشی او یاد آوری دوران افتخار و غرور گذشته اش است ..
زمانی که به دلیل مشتهای سنگینش به او لقب گاو خشمگین داده بودند . 

(( رابرت دنیرو به نقش جیک لاموتا )) (( جیک لاموتا ))
BLACK BOOK
کتاب سیاه
کارگردان : پل ورهوفن
بازیگران :
کاریک فن هوتن ، هالینا رین ،
تام هوفمن ، پتر بلاک
محصول 2007 هلند و آمریکا
دختری یهودی به نام راحیل اشتاین با
شدت گرفتن تعقیب و مکان یابی نازیها
ناچار به فرار از هلند میشود .
او در حالی به همراه خانواده اش در
کمین نازیها گرفتار میشود که در میابد
آلمانیها در اصل به قصد غارت یهودیان
متمولی که در صدد گریرازهلند هستند
دست به کشتار بی رحمانه آنان می زنند
.
راحیل که تنها فرد بازمانده از آن غارت
و کشتار است با وجود جراحت موفق به
فرار و پیوستن به نیروهای مقاومت هلند میشود .
در حالیکه دکتر آکرمن که یکی از لیدرهای شجاع جنبش مقاومت است به او عشق می ورزد راحیل
بر اثر اتفاقی با سروان رونیه افسر رده بالای آلمانی و مسئول ستاد حزب نازی در هلند آشنا میشود .
در پی گرفتاری چند تن از اعضای جنبش مقاومت راحیل به توصیه رهبران جنبش با سروان
رونیه طرح دوستی می ریزد تا بتواند به کمک اطلاعاتی که از مقر آلمانیها بدست می اورد
مانع اعدام دوستانش شود اما دوستی این دو اندک اندک به شکل عشقی نامتعارف جلوه میکند.
همزمان با شناسایی فردی که تحت عنوان رابط جنبش مقاومت لیست یهودیان در حال فرار را
به آلمانها ارائه میکند تا مورد غارت و کشتار قرار بگیرند دکتر آکرمن و تنی چند از اعضای
جنبش سعی میکنند تا با دستگیری او آلمانها را وادار به معاوضه افراد دستگیر شده کنند اما
بر اثر اهمال آکرمن مرد رابط پس از درگیری خیابانی با او کشته میشود .
آلمانها به تلافی قصد میکنند تا چهل نفر از زندانیان را یکجا اعدام کنند اما اعضای جنبش مقاومت
با طرح نقشه ای شب پیش از اعدام به مقر حمله میبرند تا دوستانشان را نجات دهند اما در سلولها
با سربازان آلمانی مواجه میشوند .
با کشته شدن اعضای جنبش مقاومت همه به دنبال خائنی که نقشه عملیات را لو داده میگردند اما
آلمانها با اطلاع از وجود میکروفون کار گذاشته شده توسط راحیل او را جاسوس خود جلوه میدهند.
همزمان با دستگیری راحیل سروان رونیه نیز به اتهام مصالحه با اعضای جنبش مقاومت بخاطر
اجتناب از کشتار بیشتر مردم و سربازان توسط هم قطارانش دستگیر میشود اما با کمک افسران
زیر دستش به همراه راحیل موفق به فرار میشود .
اندک زمانی بعد جنگ به پایان میرسد اما راحیل می داند بخاطر ذهنیتی که از او به عنوان جاسوس
آلمانها و عامل کشتار اعضای جنبش مقاومت در میان مردم باقی مانده او همچنان ناگریز از ادامه
جنگ است تا بی گناهی خود را اثبات کند ......
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
LAKE HOUSE 
خانه کنار برکه
کارگردان : آلخاندرو آگرستی
بازیگران : ساندرا بولاک ، کیانو ریوز ،
شهره آغداشلو ، کریستوفر پلامر
محصول :2006 آمریکا
خلاصه داستان :
آغازی شگرف و عجیب دارد .
این دو در حالی بوسیله نامه های متعدد به یکدیگر تعلق
خاطر پیدا میکنند که هر کدام در دو زمان متفاوت از
دیگری قرار دارد .
آلکس در سال 2004 به همان خانه ای نقل مکان میکند
که مستاجر پیشین آن خانه کیت بوده در حالیکه کیت
هنوز آن خانه را ندیده .
پس از نامه نگاریهای فراوان آن دو متوجه تفاوت تاریخی خود میشوند و بخاطر دیدار با یکدیگر
قراری را برای دو سال بعد در بهترین رستوران شهر تعیین میکنند .
قرار رستوران با کیت تنها یک شب فاصله دارد در حالیکه آلکس برای رسیدن به چنان شبی ناچار از
تحمل دوسال وقفه زمانی خودش با کیت است .
کیت شب موعود را به رستوران میرود اما انتظارش برای آمدن آلکس بی نتیجه میماند .
کیت در نامه ای از آلکس میخواهد که بهتر است این عشق نامتعارف و باور نکردنی را فراموش کنند
چرا که آلکس در آن شب به هر دلیلی موفق به حضور نشده و آنها نمیدانند که طی دو سال آینده آلکس و
دو سال گذشته کیت چه اتفاقاتی رخ داده .
آلکس اما در تلاش برای ارتباطی مجدد باکیت میکوشد بی انکه او دیگر نامه هایش
را پاسخ گوید .
تنها راهی که در پایان به ذهن آلکس میرسد
یافتن کیت در دوسال پیش از آشنایی و
معرفی خودش به اوست .
در حالیکه او ناتوان از تغییر آینده است کیت
نیز موضوع برخوردی با یک غریبه کنجکاو
را در شب جشن تولدش در دوسال پیش چندان
جدی نمیداند .....
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
Last Tamptation of Christ ![]()
آخرین وسوسه مسیح
کارگردان : مارتین اسکورسیزی
بر اساس داستانی از : نیکاس کازانتزاکیس
بازیگران : ویلم دافو ، هاروی کیتل ،
باربارا هرشی، دیوید بووی
. آمریکا 1988محصول :

عیسی ناصری ، پادشه قوم یهود ، بر فراز صلیب و در
حالت نضع از خداوند گلایه میکند که دلیل زجر و مصیبتی
که میکشد چیست و در همان حال آرزو میکند که ایکاش
اون نیز همچون دیگر مردمان ساده زیسته بود .
در دم دخترکی بر او ظاهر میشود و وعده میکند که به امر
خداوند فرشته نجات او قرار گرفته و زین پس او از مصیبت و
رنج خلاصی یافته پس بر زخمهای عیسی بوسه میزند و او
را دور از چشم ناظران از صلیب پایین می آورد .
عیسی در حیات تازه خود با مریم مجدلیه ازدواج کرده و مریم باردار میشود اما روزی ناگهانی
بر اثر صاعقه ای میمیرد .
عیسی به راهنمایی فرشته نجاتش به سراغ ماریه خواهر یکی از شفا یافتگانش میرود و
با او صاحب چندین فرزند میشود .
سالها میگذرد و این بار عیسی که زندگی طولانی را از سر گذرانده در پیری و سالخوردگی
همزمان با قیام مسیحیون و آتش زدن اورشلیم در بستر مرگ افتاده .
تنی چند از حواریون به دیدارش می آیند و از آن میان یهودا بیش از دیگران بر او خشمگین
است که چرا به سبب اصرار عیسی در موضوع معرفی مخفیگاه او به یهودیان و سربازان
رومی علیرغم میل باطنی و به دستور مولایی که بر خلاف وعده خویش نتوانست از زندگی
دنیوی چشم بپوشد چنین کرده و نفرین ابدی خلق همراهش مانده ....
صفحه اطلاعات فیلم / اطلاعاتی در مورد کتاب
{{ The Unbearable Lightness of Being }}
{{ سبُکی تحمل ناپذیرهستی }}
کارگردان : فیلیپ کافمن
بر اساس نوولی از : میلان کُندرا
بازیگران : دانیل دی لوئیس ، جولیت بینوش ،
لنا اُلین .
محصول : 1988
در میان زنان متعددی که با " توماس" ،
پزشک و جراح جوان اهل پراگ روابطی
دارند " سابینا " دخترهنرمندی که آیینه و
کلاه را موضوع اصلی آثار
خود دارد برای او نوع دیگری است .
اما آنکه در نهایت به همسری توماس در
می آید" ترزا " دختری ازشهری کوچک
است که در پی آشنایی با توماس به امید یافتن
کاری به پراگ عزیمت کرده .
بهار 1968 . با سرکوب قیام ضد کمونیستی
جوانان پراگ ، توماس و همسرش ترزا ناچار
ازعزیمت به سویس میشوند .
در سویس آنها "سابینا " دوست دختر سابق توماس را ملاقات میکنند که بعد از آشنایی با یک
استاد دانشگاه متاهل به نام " فرانتز " در گالری آرت خود بدنبال موضوعات جدیدی است .
فرانتز به امید همراهی " سابینا " از همسرش جدا میشود اما سابینا خانه خود را ترک گفته و
پس از آخرین ملاقات با " توماس " راهی آمریکا میشود .
در این بین "ترزا " که از روابط همسرش با دیگر زنان به تنگ امده " توماس " را رها کرده به
پراگ باز میگردد .
اندک مدتی بعد توماس نیز راهی پراگ میشود و به همراه ترزا زندگی جدیدی را شروع
میکنند چرا که به علت سرپیچی "توماس " از امضای استغفارنامه تبری از ضدیت با کمونیست
پروانه پزشکی او باطل شده و او ناچار به کارهایی پست روی می آورد .
"ترزا " که پس از بازگشت در کافه ای مشغول بکار شده همچنان از روابط توماس با دیگر
زنان با خبر است نهایتا به رابطه ای با مردی غریبه تن میدهد اما پس از آن یاس و نومیدی
او را فرا گرفته از توماس میخواهد که پراگ را ترک کنند .
توماس و ترزا که بخاطر توقیف گذرنامه هایشان قادر به خروج از کشور نیستند در مرحله
جدید اززندگی خود در دهی دور دست به کشاورزی مشغول میشوند .
مدتی بعد " سابینا " که همچنان در آمریکا مشغول فعالیت های نو گرایانه هنریست در کمال
ناباوری نامه ای دریافت میکند که حاوی خبر مرگ ناگهانی توماس و ترزا در راه بازگشت
از یک جشن کوچک است .
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
A good year 
یک سال خوب
کارگردان : رایدلی اسکات
بازیگران : راسل کرو ،
آلبرت فینی ، ماریون کوتیلارد ،
دیدیه بوردون ؛ ماریون کورنیش
محصول : 2006
خلاصه داستان :
مکس اسکینر ، کارگزار موفق بورس
لندن مطلع میشود که به خاطرتعیین تکلیف
دارایی های بجا مانده از مرگ دائی محبوبش
"هنری" باید به دهکده روزگار کودکی هایش
در بوردو فرانسه سفرکند .
حضور مجدد مکس در ویلایی که یاد آور روزگار خوش کودکیهای او است وی را با آدمهای
تازه ای آشنا میکند .
"فرانسیس" ، کشاورز فرانسوی که سالها برای دائی هنری کار کرده و به نوعی مدعی
تاکستان میراثی اوست و همسر شوخ و شنگ مهربانش از جمله این آشنایان جدید هستند .
اما در حالیکه مکس علیرغم مخالفت و اصرار فرانسیس نقشه فروش املاک و تاکستان میراثی خود
رادر سر دارد حضور یک غریبه آشنا تمام معادلات او را بهم میزند .
دختری نوجوان به نام "کریستی" خودش را وارث درجه اول دائی هنری میداند .
او فرزند نامشروع "دائی هنری" و اهل کالیفرنیای آمریکا است .
اما از آنجا که کریستی مدرکی دال بر اثبات ادعای خود ندارد مکس همچنان به فروش املاک و
بازگشت هر چه زودتر به انگلستان فکر میکند در حالیکه یک اتفاق و آشنایی با دوست دوران
کودکی باعث تغییر مسیر زندگی او میشود .
زنی به نام فانی شنال در یک طرف زندگی مکس قرار میگیرد ، لندن و تمام سرمایه ها و
توانایی های مکس اسکینر در طرفی دیگر ...
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
کارگردان : جک کلایتون .
نویسنده فیلمنامه : فرانسیس فورد کاپولا
بر اساس نوول < گتسبی بزرگ >
نوشته : اسکات فیتز جرالد .
بازیگران : رابرت ردفورد . میا فارو .
بروس درن . کارن بلک و سام واترستون .
محصول 1974 . آمریکا
خلاصه داستان :
سالهای میانه دهه 30 . تابستان گرم و وحشتناک
خلیج لانگ آیلند در نزدیکی نیویورک همه را
کلافه کرده .
"نیک کاراوی" پسر عموی "دیسی " تصمیم میگیرد
که تعطیلات آخر هفته ای را با او و همسر ثروتمندش
"تام بوکانان" بگذراند .
از نظر نیک تمام اشراف نیویورکی مانند دیسی و همسرش
به تنها چیزی که می اندیشند مهمانی های آنچنانی و رقص و
مشروب است . اما در میان تمام اشراف نیویورکی همسایه او " جی . گتسبی " تقریبا یک
استثناستکه هرگز حتی در مهمانیهای مجلل قصر با شکوه خود نیز شرکت نمیکند .
کمتر کسی میداند که " جی . گتسبی " از کدام گذشته آمده اما آنچه که باعث نزدیکی میان نیک و
گتسبی میشود عشق زیر خاکستر مانده گتسبی به دیسی است .
در این بین " مارتی ویلسون" همسر گاراز دار فقیری است که تام بوکانان ساعاتی در هفته را
با او میگذراند و این مسئله حتی از چشم دیسی نیز دور نمانده است .
نیک ترتیب ملاقاتی را بین گتسبی و دیسی در منزل خود میدهد و آن دو روابط خود را پس از
هشت سال از سر میگیرند .
تام گتسبی را تهدید میکند که از زندگی او خارج شود اما گتسبی علنا به او میگوید که دیسی را
دوست دارد و هرگز او را ترک نخواهد کرد .
در یکی از ملاقاتها دیسی در حال رانندگی با ماشین گتسبی باعث کشته شدن "مارتی ویلسون "
معشوقه همسرش تام میشود .
همسر مارتی آشفته و درمانده در پی انتقام گیری به سراغ تام میرود اما تام او را متقاعد میکند
اتومبیلی که باعث مرگ همسر او شده متعلق به آقای گتسبی بوده .
تام پیش از خودکشی به منزل گتسبی رفته و با شلیک چند گلوله او را از پای در می آورد .
در حالیکه نیک انتظار واکنش و یا پیغامی از دیسی بخاطر مرگ دلخراش گتسبی را میکشد
با خبر میشود که او به همراه تام به مسافرت رفته است .
نیک تصمیم به ترک نیویورک میگیرد و برای آخرین بار دیسی را در ایستگاه قطار ملاقات میکند .
دیسی نه تنها هیچ حرفی از گتسبی به میان نمی آورد بلکه چنان رفتار میکند که گویی هرگز کسی
به نام گتسبی وجود نداشته .
صفحه اطلاعات فیلم
آخرین امتیاز برنده
نویسنده و کارگردان : وودی آلن
بازیگران : اسکارلت جوهانسون ، جاناتان ریز میرز ،
امیلی مورتیمر ، ماتیو گوود و برایان کاکس
محصول : ۲۰۰۵ انگلستان ، آمریکا
خلاصه داستان :
"کریس ویلتون" ، به واسطه تعلیم تنیس به "تام" با او
صمیمی و موفق به ورود و آشنایی با خانواده ثروتمند
او میشود .
در اولین برخوردها خواهر تام "کلو" دلباخته کریس شده
با او طرح دوستی میریزد اما کسی که در خانوده ثروتمند
"هاوت" عقل کریس را ربوده " نولا " نامزد آمریکایی تام
است که به امید یافتن نقشی در سینما به لندن آمده و علیرغم مخالفت مادر تام قصد ازدواج
با او را دارد .
با صمیمیت بیشتر کریس روابط او با خانواده هاوت رو به فزونی میگذارد و به اصرار " کلو " آقای هاوت
شغل مناسبی را در تجارتخانه معظم خود به او میسپارد .
کریس که همواره مترصد فرصتی برای فاصله گرفتن از گذشته فقیرانه و دنیای تنیس بوده به ازدواج
با "کلو" نیز به همین دید مینگرد اما علیرغم
بهم خوردن نامزدی "تام " و " نولا " او روابطش را
با نامزد سابق برادر همسرش ادامه میدهد و از
طرفی مدارج رشد اقتصادی را سریع طی میکند .
با وجود عدم باروری "کلو" علی الظاهر همه
چیز بخوبی پیش میرود تا اینکه "نولا " به
کریس خبر میدهد که از او حامله است .
با وجود اصرار "کریس" مبنی بر سقط جنین
"نولا" تهدید میکند که نه تنها به این امر رضایت
نخواهد داد بلکه چنانچه خود "کریس " موضوع را با "کلو" و خانواده در میان نگذارد او خودش
اینکار را خواهد کرد ..
همه چیز در نظر "کریس " در حال نابودی است . روز به روز فشارهای "نولا " برای فاش کردن موضوع
بیشتر میشود و کریس درمانده به دنبال راه چاره سعی در به دست آوردن آخرین امتیاز ممکن برای
حفظ تمامی آنچه را که سالیان دراز آرزویش را داشته دست به اقدامی وحشتناک میزند .
پسرهاگریه نمی کنند
کارگردان : کیمبرلی آن پیرس
بازیگران : هیلاری سوانک ، کلو سویگنی ، پیتر سارسگارد .
محصول : ۱۹۹۹ . آمریکا
In Falls City, Nebraska, Brandon Teena was a newcomer with a future who had the small ruralI community enchanted. Women adored him and almost everyone who met this charismatic stranger was drawn to his charming innocence. But Falls City's hottest date and truest friend had one secret: he wasn't the person people thought he was. Back home in Lincoln just seventy-five miles away, Brandon Teena was a different person caught up in a personal crisis that had haunted his entire life. Like many young poeple, he made costly mistakes and when he inadvertantly trespassed between his new love Lana and her reckless friend John, the mystery unraveled into violence. In a single, short life Brandon Teena was at once a dashing lover and a trapped outsider, both an impoverished nobody and a flamboyant dreamer, a daring thief and the tragic victim of an unjust crime.


The Brandon Teena Story
When 20-year-old Brandon arrived in rural Falls City, Nebraska, in 1993, his handsome looks and boyish charm won him several friends in town and even a pretty young girlfriend. But only three weeks later Brandon was brutally raped and beaten by two of his friends, who became enraged when they discovered that he was actually a woman. A week later the same two men murdered Brandon, along with a young mother and another man with whom he had sought refuge miles away. The Brandon Teena Story is a powerful documentary about hatred and homophobia. In focusing on the last few weeks of Brandon�s life, it tells the tale of Brandon�s coming of age struggle with identity and how his gender ambiguity induced feelings of betrayal, confusion, and hostility among the residents of an isolated American township. Recently made into a very successful feature film: BOYS DON�T CRY, it garnered lead actress Hilary Swank an Oscar for her role as Brandon Teena
.
یاد داشتهای یک رسوایی کارگردان : ریچارد ایر
بازیگران : جودی دنچ ( باربارا کووت ) ، کیت بلانچت ( شبا هارت )
محصول 2006 . انگلستان .
خلاصه داستان :
با ورود" شبا هارت" زیبا به عنوان معلمه هنر به یک دبیرستان خانم" باربارا کووت" بیش از
تمام همکاران او دچار هیجان میشود . حتی بیشتر از دبیران مذکر دبیرستان .
از دید باربارای پیر و همجنس خواه ، شوهر خانم شبا مردی مُسن و مضمحل و فرزندانش که
دختری بی ادب و پسری عقب مانده است لیاقت همدمی او را ندارند .
باربارا که تمامی احساسات عاشقانه و تمامی نقشه هایش را برای بدست آوردن شبا در دفترچه
یادداشت روزانه خود مینویسد شبی ناگهان پی به راز هولناکی میبرد .

او خانم "شبا هارت" زیبا را در حال
معاشقه با پسر دانش آموز 15ساله ای
میابد و پس ازکمی تهدید درباره اطلاع
دادن در اینباره به اولیای امور با این
تفکر که بخشیدن گناه" شبا هارت"
باعث تداوم و قوام دوستی خودش با او
و در نهایت رسیدنش به وصال خانم
هارت خواهد شد سکوت میکند .
اما در نهایت با امتناع شبا از دوستی در
نوعی دیگر با او و همچنین اطمینان باربارا
از سر باز زدن شبا از قطع ارتباط نا متعارفش
با پسر دانش آموز باربارا موضوع را به
طور خصوصی به یکی ازهمکاران مرد که بخاطر طرح دوستی با شبا به مشورت باربارا آمده
است لو میدهد و بیچارگی شبا را موجب میشود .
شبا ناچار از ترک خانه تا رسیدن به موعد زندان دو ساله اش به خانه باربارا که در پی رسوایی
اخیر به جهت خود داری از اطلاع دادن مسئله او به اولیای مدرسه ناچار از استعفا و بازنشستگی
زود هنگام شده پناه می آورد.
اما در آنجا دفترچه یادداشتهای او را میابد و از خواندن افکار باربارا درباره دیگر زنان دچار
وحشت میشود .
شبا پیش از عزیمت به زندان به خانه خود بازمیگردد در حالیکه باربارا برای غلبه بر تنهایی
ابدی خویش ناچار از یافتن طعمه دیگری است.
صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم
بعضی فیلمها را باید دید . به عبارتی بهتر است اینگونه بیان شود که ندیدن برخی از
فیلمها برای یک علاقمند جدی سینما باعث خسران است . و من در این مورد متاسفم
برای آن عده از دوستداران جدی و حرفه ای سینما که تاکنون موفق به دیدن این فیلم
نشده اند .
اصولا سینما بدون فیلمی همچون { در حال و هوای عشق } همانقدر کم دارد که اگر
{ آل پاچینو } را نداشت .
نه ... حتی تصورش هم ممکن نیست .
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
{{ در حال و هوای عشق }}
کارگردان : وونگ کار وای .
بازیگران : مگی چانگ ، تونی لانگ چیو وای .
محصول 2001 . آمریکا ، هنگ کنگ .
( خلاصه داستان ) :
هنگ کنگ ، دهه 1960 .
دو خانواده جوان ( خانم چان و شوهرش ، آقای چو و همسرش )، همزمان در منزلی
استیجاری ساکن میشوند .
"خانم چان" کارمند یک آژانس مسافرتی است .
"آقای چو" نیز کارمند یک روزنامه است.
همسر "خانم چان" بازرگانی است که معمولا در ژاپن بسر می برد و همسر "آقای چو" نیز
تا پاسی از شب در یک کتاب فروشی مشغول بکار است .
بعد از مدتی "خانم چان" و "آقای چو" در میابند که همسرانشان با یکدیگر روابطی دارند .
این مسئله باعث میشود که این دو نیز اندک اندک به سمت یکدیگر جذب شوند اما تعهد آنها
و نکوهش رفتار همسرانشان باعث میشود که این دو تنها به روابطی ساده قناعت کنند .
"آقای چو" بعد از مدتی ناتوان از
ادامه ناکامی اش در عشق به
"خانم چان"ناچار از ترک همسایگی
او میشود .
این دو چند سالی را بیخبر از
یکدیگر سر میکنند .
تلاشهای ناکامی برای ارتباط
مجدد ازطرف هر دوی آنها صورت
میگیرد اماهر بار ترس از ادامه
رابطه کابوس واری که به تمامی درناکامی طی شده بود مانع از ایجاد رابطه ای جدید میگردد .
سالیانی بعد "آقای چو" به امید یافتن خبری از "خانم چان" به سراغ همان منزل قدیمی میرود
اما ساکنین آن خانه همگی از انجا رفته و کسانی در آن زندگی میکنند که بر خلاف دوره
سکونت آنها هیچ شناختی از دیگری ندارند .
"آقای چو" در پی ناکامی مجددش به
تبعیت از یک سنت چینی به معبدی
قدیمی میرود تا در آنجا رازعشقش را
به "خانم چان" در شکاف دیواری فاش
کند و آنرا بپوشاند تا رازشان همیشه
سر به مُهر بماند .
غافل از آنکه "خانم چان" با خرید همان
خانه قدیمی دوباره درآن ساکن شده
تا ضمن مرور روزگار همراهیشان و زنده
نگاه داشتن عشق سرکوب شده اش
شاید روزی دوباره" آقای چو" را ببیند .
امیدی که همچون عشق پاک این دو به یکدیگر انجامی نخواهد داشت ...
صفحه اطلاعات فیلم در یاهو
نقدی بر فیلم به قلم پرویز جاهد / رادیو زمانه
تا آنجا که ذهن علیل من قد میدهد کمتر پیش آمده که در این مملکت قشنگ دو فیلم
همزمان و در یک مقطع منشا این همه هیاهو و جنجال شده باشند .
دو فیلم "300" و" اخراجی ها " به اندازه تمامی تاریخ سینما در ایران جنجال کردند و
مصداق بارز آتش زدن قیصریه یا به زبان دیگر هیاهوی بسیار برای هیچ شده اند .
به قول خودم اگر اسپارتی ها میدانستند که قرار است 2500 سال بعد از شکستشان
به مدد چندمتر سلولوئید و کارتونهای انیمیشن اینچنین فتح میلیون دلاری نصیب
تخم و ترکه شان شود همان ۳۰۰ نفر را هم سر راه خشایار شاه قرار نمیدادند .
به هر حال شخصیت پردازی برای 30 یا حتی 3 نفر به مراتب آسانتر بود و البته بار دراماتیک
بیشتری هم داشت !
البته فروش فیلم مسخره شده 300 که نه کارگردان درست و حسابی داشته و نه یک
بازیگر مطرح و در کوتاهترین زمان با سرهم بندی ترین شکل ممکن آماده شده و حتی
یک نقد مثبت از هیچ منتقدی دریافت نکرده و تا امروز گویا مرز دویست میلیون دلار را هم در
نوردیده برای ما ایرانیها چندان هم خالی از استفاده نبوده .
بقیه را بخوانید تا مورد استفاده برایتان فاش شود.
تقریبا همزمان با همین فیلم در داخل مرزهای
جغرافیایی خودمان اولین ساخته سینمایی برادر
ده نمکی به روی پرده رفت با نام " اخراجی ها ".
فیلم آقای ده نمکی پُر است از کسورات و قصورات
سینمایی.از کمپوزیسیون خارج از فرم ومیزانسن
های وحشتناک گرفته تا شخصیتها و تیپ های
تکراری و عاریت گرفته شده از دیگر فیلمها و تدوین
سوال برانگیز و زوایای غیر استاندارد دوربین و لنز
که دیدنشان حتی در سینمای دانشجویی و تجربی
هم محل حیرت است.
با همه اینها هیچ کس نمیتواند موفقیت فیلم را در
ابعاد مختلفی چون گیشه و برانگیختن کنجکاوی و
حساسیتها کتمان کند .
اما این موفقیت نیز خود معلول عواملی است که
شایدبرترینشان تصویر مانده در یاده مردم از سبقه
اجتماعی _ ایدئولوژیک ده نمکی است که ابتدا باعث کنجکاوی در جشنواره شد و سپس
منشا خیر و برکت در گیشه برای این فیلم و عوامل تهیه اش.
امروزه" اخراجی ها"به مدد چند متلک کهنه و لودگیهای ابکی که صرف هیجانش دیدن و
شنیدنشان دریک محل عمومی است مرز یک میلیارد را در گیشه سینمای زن و شوهر
نامحرم و بی زمستان ما شکسته و همچنان هم به پیش میرود .
عبور ده نمکی از چراغ قرمز ارزش های جناحی _ اخلاقی به مدد پلاک دولتی ماشینش
او را از چهره چفیه بر صورت کوی دانشگاه و یا بسیجی که شیشه های سینمای نمایش
دهنده " آدم برفی " و " تحفه هند" را میشکست به حدود کاریکاتوری از یک سینماگر
یاغی رسانده که نه ابایی از گرفتن ژست های روشنفکری دارد و نه احترامی به وقت
شنیدن انتقاد .
مردم خوب و بی قهرمان ما هم که تشنه یک یاغیگری ، دریغ از کف زدنهای متوالی
برای هیچ مخالف خوانی ندارند و به تجدید حالی بعد از فرار "مارمولک" هم البته که
نیاز مبرم داشتند .
و اما نکته استفاده ما ایرانیها از فروش بالای فیلم 300 اینجاست که به کمک می آید .
فروش بالای "300" و " اخراجی ها " در گیشه یک اصل بدیهی را مجددا اثبات کرد :
تنها ما نیستیم که ولع ابتذال داریم .
ابتذال خواهی و مبتذل پسندی یک اپیدمی جهانی است که فروش 300 و اخراجیها در
درون و برون مرزهای جغرافیایی ما بر صحت آن مهر تایید دوباره ای زد .
خسارت ـ Damage 
کارگردان : لوئی مال /
بازیگران : جرمی آیرونز ،
جولیت بینوش ،
میراندا ریچاردسن ،
روپرت گراوس .
محصول 1992انگلستان
و فرانسه .
دکتر استیفن فلمینگ
وزیر بهداشت دولت
بریتانیا به عنوان مرد
خانواده متعهد زندگی
آرامی را می گذراند .
شبی در یک مهمانی
دختر جوانی به نام
آنا بارتون خود را به او
معرفی میکند .
آنا دوست دختر پسر
دکتر فلمینگ ، مارتین
است که اخیرا روابط
نزدیکی با او بهم زده .
دکتر در اولین تماس با
آنا مجذوب او شده و
روابطی پنهانی را با وی
برقرار میسازد .
پس از مدتی مارتین در مهمانی خانوادگی خبر نامزدی خود و آنا را به اطلاع خانواده میرساند .
فلمینگ به خاطر پسرو خانواده اش سعی میکند روابطش را با آنا قطع کند اما آنا چند روز بعد
کلید آپارتمانی را که مخفیانه اجاره کرده بود برای دکتر فلمینگ میفرستد و معترف میشود
صرفا به خاطر بودن با اوست که به درخواست ازدواج مارتین پاسخ مثبت داده .
یک روز پیش از مراسم ازدواج ، فلمینگ و آنا در آپارتمان قرار میگذارند .
روز قرار بعد از خروج آنا از محل کارش نامزد او مارتین بادفتر او تماس میگیرد و بعد به انتظارباز آمدنش
به محل کار آنا میرود . همزمان صاحب آپارتمان اجاره ای بخاطر سفارش درباره وسائل آپارتمان با
محل کار آنا تماس میگیرد . مارتین متعجب از ماجرای آپارتمانی که آنا از او مخفی داشته
به آدرسی میرود که از صاحبخانه گرفته و در آنجا نامزدش آنا را در آغوش پدرش میبیند .
مارتین در پی شوک وارده نامتعادل از آخرین طبقه پلکان ساختمان سقوط میکند و کشته میشود .
دکتر فلمینگ با شرمساری از وزارت کابینه استعفا میدهد و خانه و خانواده را ترک میکند .
در پابان فلمینگ در جایی دور از همه به مرور خاطراتش با تنها عکسی که از آنا دارد
می پردازد و معتقد است عشق چیزی ورای اندیشه و اراده انسانهاست .

