

Requiem for a Dream
مرثیه ای بر یک رویا
کارگردان:
Darren Aronofsky
بازیگران:
Ellen Burstyn
Jared Leto
Jennifer Connelly
Marlon Wayans
محصول سال 2000 آمریکا
نامزد دریافت جایزه اسکار و برنده 20 جایزه سینمایی دیگر
خلاصه فیلم
سارا گلد فارب، بیوه زنی معتاد به تلویزیون که در کانی آیلند زندگی می کند، از شوهر متوفایش پسری به نام هری دارد. هری که معتاد است اغلب اوقاتش را با ماریون (یک طراح مد ناکام) و بهترین دوستش تایرون (مواد فروش سیاه پوست) می گذراند.هری و تایرون در پی به جیب زدن پول کلانی از راه فروش مواد مخدر هستند و ماریون هم در حالی که اعتیاد آن ها و نا امیدی توام با آن شدت می گیرد، با آن دو همراه می شود. سارا نیز به تلویزیونش چسبیده و رویای شرکت در مسابقه تلویزیونی محبوبش را در سر می پروراند. سارا که باور دارد حضورش در تلویزیون قطعی است، زیر نظر پزشک بدنامی شروع به رژیم گرفتن می کند تا لباس قرمز رنگی که در جوانی اش می پوشید، دوباره اندازه اش شود. او به زودی گرفتار قرص هایش می شود که در واقع مواد مخدر (مخلوطی از کوکایین و هروئین) هستند. اعتیادش او را از دنیای واقعی دور و توهم های هراسناکی را جانشین آن می کند. هری و تایرون هر چند در آغاز کارشان موفق به جمع آوری پول قابل توجهی می شوند، اما در نهایت این پول خرج مصرف فزاینده هر سه نفر می شود و از دست می رود. هری که همراه تایرون در صدد قاچاق مواد از شهری دیگر هستند، با عفونت بازوی هری (بر اثر تزریق با سرنگ آلوده) به دکتر مراجعه می کنند و به چنگ پلیس می افتند. بازوی هری برای پرهیز از گسترش عفونت قطع می شود و ماریون نیز که تنها و بی کس شده، به تن فروشی روی می آورد. سارا هم پس از گذشت مدتی کوتاه دچار فروپاشی عصبی و در آسایشگاه روانی بستری می شود.
..................................................
فیلم هجوی تمام عیار بر حساسیت و احساس انسان هاست، تصویری وحشتناک از دنیا عرضه می کند و سرانجام در نقطه اوجی چشمگیر و هولناک پایان می پذیرد. این فیلم تجربه منحصر به فردی در ترکیب زبان سینمایی عامه پسند و تصویر سازی قوی و زیبا با تکیه بر احساسات ناب و متمایل به نیکی بشر است؛ اثری مدرن، هنرمندانه و درخشان که یک امید تازه به شمار می آید. فیلم حول محور چهار شخصیت- که به شکل رقت انگیزی امیدوارند – بنا شده و چنین می نماید که فقط مواد مخدر، خلأ موجود در زندگی این شخصیت ها را پر می کند. احساسات این شخصیت ها در فصل سیاه نهایی فیلم به اوج می سید تا این که سرانجام آرامش مخوفی برقرار شود. در واقع فیلم بیش تر درباره اعتیاد به تصور یک زندگی بهتر است تا مواد مخدر و مسافت درازی را که این آدم ها برای گریز از واقعیت خویش می پیمایند، تصویر می کند. فیلم در تصویر کردن جهنم جسمانی، عاطفی و روانی ملازم اعتیاد بی رحم است و تأثیر سینمایی این جهنم را سبک بصری بسیار نوآورانه کارگردان تأمین کرده است. آرونوفسکی برای نقطه گذاری خطوط داستانی متعددش راهی برگزیده که به یقین شدید ترین سیلاب جلوه های ویژه است که تاکنون برای یک فیلم درام جدی تدارک دیده شده است. از همان ابتدای فیلم، زیر رگبار حمله های بی امان تصاویر اسپیلیت اسکرین، اسلوموشن، فست موشن، تدوین ایزنشتاینی و... قرار می گیرم تا در نهایت تأثیر روان شناسانه نشئگی های متعددی را که شاهد شان هستیم، احساس کنیم. نتیجه چنین سبکی تأثیر گذارترین فیلم ضد مواد مخدر است. *
یکی از مواردی که در فیلم به شدت شما رو تحت تاثیر قرار میدهد، موسیقی بی نظیر فیلم است. Clint Mansell خالق این موسیقی است که در فیلم "پی" نیز با "آرونوفسکی" همکاری داشته است.

در شهر سیلویا
کارگردان:
Jose Luis Guerin
بازیگران:
Xavier Lafitte
Pilar Lopez de Ayala
محصول: 2007 اسپانیا
برنده جایزه Premio ACE سال 2009
مرد جوان وارد کافهای میشود و بیرون کافه مینشیند و دستور یک قهوه میدهد. در همان حال شروع میکند به نگاه کردن به آدمهای اطرافش و دقیق شدن در چهره و حالات آنها. اما این بیشتر، زنها آن هم زنهای زیبا هستند که توجه او را به خود جلب میکنند. نگاه او دفترچه یادداشتش را باز کرده و شروع میکند به طراحی صورت زنها در حالتهای مختلف. این مرد جوان که حتی نامش را نمیدانیم و تا پایان داستان هم به ما گفته نمیشود به دنبال دختری به نام سیلویا به شهر استراسبورگ آمده است.
……………………………..
فیلم های گوئرین بیشتر از آدمها و شخصیت ها بر مکان ها متمرکز است. همین توجه به مکان، خصلتی مستندگونه به فیلم های او میبخشد. خواه این مکان روستایی کوچک اطراف بارسلونای اسپانیا باشد یا استراسبورگ. فیلم " در شهر سیلویا " رمانتیک و عاشقانه است اما نه از نوع هالیوودی آن بلکه از آن نوع فیلم هایی است که با انگیزه های ناب هنری و سینمایی ساخته شده اندو فیلمساز با بهره گیری از تمام تجربیات صوتی و تصویری فیلمسازان ماقبل خود دست به تجربه ای تازه در عرصه سینما و فرم بیانی آن زده است. " در شهر سیلویا " فیلمی بدون دیالوگ، بدون اکشن و بدون طرح داستانی قوی و شخصیت پردازی متعارف است. این ها بخشی از ویژگی ها و قواعد سینمای گوئرین است و سینمای او با این مشخصات تعریف میشود.
مارشال، منتقد فیلم آمریکایی درباره فیلم " در شهر سیلویا " مینویسد: گوئرین بدون توسل به داستان، یک درام ناب و خالص ساخته است. همیشه به ما گفته شده که داستان موتور درام است. اما در این فیلم این طور نیست. فیلمی بدون پلات که تنش دراماتیک بهترین کارهای هیچکاک را دارد. خط داستانی فیلم بسیار ساده و کم رنگ است. نویسنده یا نقاش جوانی که حتی نامش را هم نمیدانیم و تا آخر فیلم به ما گفته نمیشود، یک روز وارد شهر استارسبورگ میشود و در هتلی اقامت میکند. ما هیچ چیزی درباره انگیزه او از ورود به این شهر نمیدانیم و یا هیچ اطلاعاتی درباره گذشته او نداریم تا این که به تدریج پی میبریم او در جست و جوی دختری به نام سیلویا به این شهر آمده است. دختری که سالها پیش او را دیده و بعد ناپدید شده است.
این مرد جوان و سیلویا هستند که همچون خوابگردها و ارواح سرگردان در کوچهها و خیابانهای شهر به دنبال هم روانند. اما آیا این کنجکاوی بصری و نظربازی عاشقانه با دنیای پیرامونمان با معیارها و هنجارهای اخلاقی جوامع مدرن امروز که هر فردی (حتی در میان جمع) دوست دارد در لاک خود فرو رفته و نگاه خیره و کنجکاو فردی دیگر او را میآزارد، سازگار است؟ *
قسمت ستاره دار برگرفته از مقاله پرویز جاهد در رادیو زمانه پیرامون این فیلم است.