کارگردان : جک کلایتون .
نویسنده فیلمنامه : فرانسیس فورد کاپولا
بر اساس نوول < گتسبی بزرگ >
نوشته : اسکات فیتز جرالد .
بازیگران : رابرت ردفورد . میا فارو .
بروس درن . کارن بلک و سام واترستون .
محصول 1974 . آمریکا
خلاصه داستان :
سالهای میانه دهه 30 . تابستان گرم و وحشتناک
خلیج لانگ آیلند در نزدیکی نیویورک همه را
کلافه کرده .
"نیک کاراوی" پسر عموی "دیسی " تصمیم میگیرد
که تعطیلات آخر هفته ای را با او و همسر ثروتمندش
"تام بوکانان" بگذراند .
از نظر نیک تمام اشراف نیویورکی مانند دیسی و همسرش
به تنها چیزی که می اندیشند مهمانی های آنچنانی و رقص و
مشروب است . اما در میان تمام اشراف نیویورکی همسایه او " جی . گتسبی " تقریبا یک
استثناستکه هرگز حتی در مهمانیهای مجلل قصر با شکوه خود نیز شرکت نمیکند .
کمتر کسی میداند که " جی . گتسبی " از کدام گذشته آمده اما آنچه که باعث نزدیکی میان نیک و
گتسبی میشود عشق زیر خاکستر مانده گتسبی به دیسی است .
در این بین " مارتی ویلسون" همسر گاراز دار فقیری است که تام بوکانان ساعاتی در هفته را
با او میگذراند و این مسئله حتی از چشم دیسی نیز دور نمانده است .
نیک ترتیب ملاقاتی را بین گتسبی و دیسی در منزل خود میدهد و آن دو روابط خود را پس از
هشت سال از سر میگیرند .
تام گتسبی را تهدید میکند که از زندگی او خارج شود اما گتسبی علنا به او میگوید که دیسی را
دوست دارد و هرگز او را ترک نخواهد کرد .
در یکی از ملاقاتها دیسی در حال رانندگی با ماشین گتسبی باعث کشته شدن "مارتی ویلسون "
معشوقه همسرش تام میشود .
همسر مارتی آشفته و درمانده در پی انتقام گیری به سراغ تام میرود اما تام او را متقاعد میکند
اتومبیلی که باعث مرگ همسر او شده متعلق به آقای گتسبی بوده .
تام پیش از خودکشی به منزل گتسبی رفته و با شلیک چند گلوله او را از پای در می آورد .
در حالیکه نیک انتظار واکنش و یا پیغامی از دیسی بخاطر مرگ دلخراش گتسبی را میکشد
با خبر میشود که او به همراه تام به مسافرت رفته است .
نیک تصمیم به ترک نیویورک میگیرد و برای آخرین بار دیسی را در ایستگاه قطار ملاقات میکند .
دیسی نه تنها هیچ حرفی از گتسبی به میان نمی آورد بلکه چنان رفتار میکند که گویی هرگز کسی
به نام گتسبی وجود نداشته .
صفحه اطلاعات فیلم
آخرین امتیاز برنده
نویسنده و کارگردان : وودی آلن
بازیگران : اسکارلت جوهانسون ، جاناتان ریز میرز ،
امیلی مورتیمر ، ماتیو گوود و برایان کاکس
محصول : ۲۰۰۵ انگلستان ، آمریکا
خلاصه داستان :
"کریس ویلتون" ، به واسطه تعلیم تنیس به "تام" با او
صمیمی و موفق به ورود و آشنایی با خانواده ثروتمند
او میشود .
در اولین برخوردها خواهر تام "کلو" دلباخته کریس شده
با او طرح دوستی میریزد اما کسی که در خانوده ثروتمند
"هاوت" عقل کریس را ربوده " نولا " نامزد آمریکایی تام
است که به امید یافتن نقشی در سینما به لندن آمده و علیرغم مخالفت مادر تام قصد ازدواج
با او را دارد .
با صمیمیت بیشتر کریس روابط او با خانواده هاوت رو به فزونی میگذارد و به اصرار " کلو " آقای هاوت
شغل مناسبی را در تجارتخانه معظم خود به او میسپارد .
کریس که همواره مترصد فرصتی برای فاصله گرفتن از گذشته فقیرانه و دنیای تنیس بوده به ازدواج
با "کلو" نیز به همین دید مینگرد اما علیرغم
بهم خوردن نامزدی "تام " و " نولا " او روابطش را
با نامزد سابق برادر همسرش ادامه میدهد و از
طرفی مدارج رشد اقتصادی را سریع طی میکند .
با وجود عدم باروری "کلو" علی الظاهر همه
چیز بخوبی پیش میرود تا اینکه "نولا " به
کریس خبر میدهد که از او حامله است .
با وجود اصرار "کریس" مبنی بر سقط جنین
"نولا" تهدید میکند که نه تنها به این امر رضایت
نخواهد داد بلکه چنانچه خود "کریس " موضوع را با "کلو" و خانواده در میان نگذارد او خودش
اینکار را خواهد کرد ..
همه چیز در نظر "کریس " در حال نابودی است . روز به روز فشارهای "نولا " برای فاش کردن موضوع
بیشتر میشود و کریس درمانده به دنبال راه چاره سعی در به دست آوردن آخرین امتیاز ممکن برای
حفظ تمامی آنچه را که سالیان دراز آرزویش را داشته دست به اقدامی وحشتناک میزند .

