تبليغاتX
سینما لاگ

Terms of Endearment _ دوران مهرورزی
پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 18:23

Terms of Endearment

دوران مهرورزی


کارگردان :

جیمز، ال ، بروکس

بازیگران :‌

دبرا وینگر
شرلی مک لین
جک نیکلسن

محصول : 1983 آمریکا




برنده 5 جایزه اسکار

 

" آوورا" (شرلی مک لین )  زن میانسال و سرسختی که چندان رابطه خوبی با مردان
ندارد مخالف ازدواج دخترش " اِما " ( دبرا وینگر ) با یک استاد دانشگاه پاره وقت
است و معتقد است که  " فلپ "‌  توانایی ایجاد یک زندگی خوب را ندارد.

با این حال "‌اما "‌و "‌فلپ " با هم ازدواج می کنند و به شهری دیگر می روند .

چند سالی پس از این در حالیکه " ‌اِما " سومین فرزندش را نیز به دنیا آورده " آوورا "
با " گرت برد لاو" ( جک نیکلسن ) فضانورد بازنشسته ای که در همسایگی او سکونت
دارد دوستی کم رنگی را پی میریزد که به مرور باعث شدت و علاقه ای میان این دو می شود .

در ظاهر همه چیز به خوبی در جریان است اما زندگی در شهری غریب و در آمد کم " فلپ "
تنها مشکلات " اِما " نیستند .
او باید ضمن رسیدگی به امور سه بچه با این حقیقت کنار بیاید که " فلپ "‌ چندان به اصول
خانواده و وفاداری پایبند نیست .
دوستی نه چندان طولانی " اِما " و " سام " که مردی خوش قلب و البته کارمندی میانسال که
درگیر همسری علیل است با نقل مکان دوباره خانواده " اِما " به جهت مسائل کاری "‌فلپ "  
به شهری دیگر چندان دیری نمی پاید
و در حالیکه " آوورا " خبر رابطه دوستی عمیق خود با "گرت" را به او میدهد ناگهان " اِما "
در میابد که مبتلا به سرطان است .
در حالیکه "‌ اِما " روزهای آخر زندگی را می گذراند " فلپ "‌نمی داند که آیا توان اداره سه بچه
کوچک را خواهد داشت یا نه و در این حال " آوورا " تمام تلاش خود را می کند تا اگر چه در
تمام عمر رابطه چندان خوب و صمیمی با " اِما " را تجربه نکرده اما سعی دارد تا روزهای
آخر زندگی او به خوبی طی شود .
تلاشی که خودش نیز می داند در نهایت تفاوتی در وضعیت هیچکدام از آنها ایجاد نخواهد کرد .


صفحه اطلاعات فیلم

نوشته شده توسط امید صیادی ( امیدوار ) | موضوع: | لینک ثابت |
دون خوان دِ مارکو _ Don Juan DeMarco
دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 1:16

Don Juan DeMarcoDon Juan De marco


دون خوان  دِ مارکو




کارگردان :‌
جرمی لوین


بازیگران :
مارلون براندو
جانی دپ
فی داناوی


محصول :
1995 آمریکا



دکتر روانکاوی  نام
"‌جک میکلر " طی
آخرین روزهای پیش
از بازنشستگی درمواجه با بیمار جوانی که مدعی است بزرگ عاشق پیشه دنیا یعنی " دون خوان "
است سعی در درمان و تغییر باورهای او می کند .

اما زمانی که  دون خوان سرگذشت شگفت انگیز و رویایی خود را برای دکتر میکلر تعریف
میکند او به شدت مجذوب رویاها و باورهای این بیمار جوان میشود .
علیرغم آنکه تحقیقات بیمارستانی نشان می دهد که مرد جوان با نام "‌مارکو" در ایالت آریزونا
به دنیا آمده و پدرش چند سال پیش در تصادف اتومبیل کشته شده اما وی اصرار دارد که  متولد
مکزیک است و پدرش را در دوئلی که بر سر حیثیت مادرش اتفاق افتاده از دست داده است .

او در روایات مختلف خود به میکلر میگوید که از نوجوانی مورد توجه زنان بوده و بهتر و بیش
ازهر کسی میداند که راههای نفوذ در قلب زنان کدام است و آنان را چگونه باید دوست داشت .

باور روایات دون خوان اگر چه برای شنوندگانش سخت به نظر میرسد اما تاثیر او بر زنان
و محیط پیرامونش غیر قابل انکار است چنانکه خود دکترمیکلر نیز تحت تاثیر او به تجدید نظر
درباره ارتباط با همسرش و سالیان طی شده از زندگیش می پردازد .

در پایان "‌دون خوان " با راهنمایی دکتر میکلر ناچار می شود تا به خاطر نرفتن به بیمارستان
روانی اطلاعاتی که به قول خود او ارزشی بسیارکمتر از حقایق نهفته و گمگشته زندگی اش 
دارند را تایید کند .
در حالیکه مقامات بیمارستان در تعجب از اینکه جوان مفتون در نهایت طی آن مدت محدود سر
عقل آمده دچارشک و تردیدند دکتر میکلر از صمیم قلب اطمینان یافته است که آخرین بیمارش
کسی نبوده است جز " دون خوان "، بزرگترین عاشق پیشه تمام ادوار. 


صفحه اطلاعات فیلم

نوشته شده توسط امید صیادی ( امیدوار ) | موضوع: | لینک ثابت |
سانست بلوار _ Sunset Blvd
سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 12:33
Sunset Blvd

 

سانست بلوار



کارگردان :

بیلی وایلدر


بازیگران :

ویلیام هولدن

گلوریا سوانسون

اریک فون اشتروهایم


محصول: 1950 آمریکا

 

" جویی گیلیس " فیلمنامه نویس جوانی که به علت قرض و بدهی تحت تعقیب طلبکاران
ناچار از زندگی مخفی و فرار شده به صورت اتفاقی وارد ویلای اشرافی یک ستاره قدیمی
و فراموش شده سینما به نام " نورما دزموند " می شود .

پس از آنکه نورما از وضعیت مالی نامساعد جویی آگاه میشود به کمک " ماکس " پیشخدمت
وفادار و تنها همدمش باقیمانده وسائل جویی را به ویلای بزرگ و قدیمی خودش منتقل میکند
و از او میخواهد تا در قبال مبلغ مناسبی کار بر روی پیش نویس فیلمنامه ای که خود او نوشته
است را آغاز کند .
در ابتدا به نظر میرسد اوضاع برای جویی در حال روبراه شدن است اما رفته رفته او حضور و
تحمیل نظر ستاره مسن سینما را در تمام جزییات زندگی شخصی و کاری خود حس میکند.

در پی آشنایی جویی با دختر جوانی به نام " بتی " که فیلمنامه نویسی آماتور نیز هست
او در تلاش برای خلاصی از دست نورما او را رها میکند اما با خودکشی و اظهار علاقه
دیوانه وار نورما ناچار به نزد او باز میگردد .
در این بین اما روابط جویی و بتی که همه شب در تلاش برای نگارش فیلمنامه ای مشترک
یکدیگر را ملاقات میکنند عمق بیشتری میابد و همین امر موجب دخالت دوباره نورما و تلاش
او برای تخریب جویی در نزد بتی می شود .
جویی که دیگر راه گریزی از دست ستاره از پیر و از رونق افتاده نمی یابد از بتی میخواهد که
او را رها کرده و رابطه شان را فراموش کند .
در نهایت جویی یکبار دیگر مصمم میشود تا نورما را برای همیشه ترک کند اما اینبار جدایی او
از زندگی از خلاصیش از دست نورما برایش ممکن تر است .

صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم

نوشته شده توسط امید صیادی ( امیدوار ) | موضوع: | لینک ثابت |
اعتراف می کنم _ I Confess
سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 13:23

I Confess i confess


اعتراف می کنم


کارگردان :

آلفرد هیچکاک


 

بازیگران :

مونتگمری کلیفت

آن باکستر

کارل ملدن


محصول :

1953 آمریکا

 

کشیش جوان به نام " پدر مارتین لوگان " شبی در محراب کلیسا مجبور به گوش دادن اعتراف
خدمتکارکلیسا " اتو " است که به قتل یک وکیل بخاطر پول معترف است .

در حالیکه اتو قصد معرفی خود به پلیس را ندارد اندک اندک پدر لوگان در مظان اتهام قرار میگیرد
چرا که علیرغم اصرارپلیس او حاضر نیست درباره رابطه خود با زنی جوان به نام " روث " که
صبح روز قتل در مقابل دفتر وکالت مقتول با او دیده شده به پلیس حرفی بزند.

سر انجام و در آستانه بازداشت پدر لوگان به جرم قتل " روث " به همراه همسرش که از منتفذین
شهر است به پلیس مراجعه میکند و در دفاع از پدر لوگان اعلام میکند که وکیل مقتول به خاطر
اطلاع از رابطه عاشقانه میان او و پدر لوگان که به سالها پیش باز میگردد قصد اخاذی داشته و به
همین خاطر در شب قتل او به همراه پدر لوگان در مکانی دیگر بوده اند و به این دلیل پدر لوگان
نمیتوانسته قاتل باشد .

با این همه بررسی های پلیس نشان می دهد که پدر لوگان در حد فاصل وداع با " روث " و رسیدن
به کلیسا زمان کافی برای انجام قتل را در اختیار داشته پس در نهایت پلیس پدر لوگان را بازداشت
و محاکمه میکند .

علیرغم اطلاع پدر لوگان از هویت قاتل اصلی اما او بخاطر سوگند حفظ اسرار مردم در دادگاه از
معرفی " اتو " به عنوان قاتل سرباز میزند در حالیکه خود " اتو " در شهادت دروغینش
جریان شب قتل را طوری بازگو میکند که شکی در قاتل بودن پدر لوگان برای هیئت منصفه و
قاضی باقی نماند ....

صفحه اطلاعات فیلم / تصاویر فیلم

نوشته شده توسط امید صیادی ( امیدوار ) | موضوع: | لینک ثابت |